تصاویر ایران

مشاهير و چهره‌های ماندگار

مقالات همايش

دانشجویان

مجله الکترونیکی

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد

اردبيل

 

 

مورخان قديمى‌ ، مانند نويسنده « حدود العالم» ، اردبيل را واژه‌اى اوستايى‌ دانسته‌اند كه از دو كلمه « ارتا» ( مقدس ) و « ويل» ( شهر ) به معنى‌ شهر مقدس تركيب شده است. بسيارى‌ از مورخان اسلامى،‌‌ همچون ياقوت حموى‌ و فردوسى‌ شاعر نامدار ايران، بناى اين شهر را به فيروز پادشاه ساسانى‌ ( 489 ـ 457 م ) نسبت مى‌دهند و آن را « بادان پيروز» ناميده‌اند.
فردوسى‌ در شاهنامه آورده است:
دگر كرد بادان پيروز نام همه‌ جاى شادى‌ و آرام و كام
كه اكنون خوانى‌ همى‌ اردبيل كه قيصر بدو دارد از داد ميل
صاحب كتاب « روضه الصفا» مى‌نويسد: « اردبيل از بناهاى كيومرث، پادشاه كيانيان بود». از آن‌جا كه نام اردبيل در داستان « ويس‌ و رامين» از آثار ادبى‌ دوره اشكانيان آمده، چنين مى‌نمايد كه اين شهر بيش از 1500 سال قدمت تاريخى‌ دارد. در زمان سلطنت هخامنشيان، در اطراف رود « بادى‌ مريز» » كه رود كوراى امروز در قفقاز است،‌ براى حفظ و نگهدارى‌ مرز ايران اردويى‌ مهم وجود داشت كه مركز آن اردبيل بود. اين موضوع، اهميت سياسى‌ و نظامى‌ اردبيل را ثابت مى‌كند. به روايت اوستا، زردشت پيامبر ايرانى‌ در كنار رود « دائى‌ يتا» كه امروزه ارس ناميده مى‌شود، به دنيا آمد و كتاب خود را در سبلان نوشت و براى ترويج دين خود، روى‌ به شهر « باذان پيروز» آورد. عده‌اى به او گرويدند و در اين ناحيه جنگى‌ ميان زردشتيان و بت‌پرستان روى‌ داد كه در اين جنگ بت‌پرستان بر همه روستاها و قصبه‌هاى اطراف اردبيل دست يافتند. به افتخار اين پيروزى،‌‌ آتشكده‌اى در اردبيل بنا كردند كه امروزه آثار آن در سه فرسنگى‌ اين شهر در دهكده‌اى به نام آتشگاه باقى‌ مانده است. در زمان انوشيروان كه پيروان مزدك از ترس مجازات به گوشه و كنار ايران مى‌گريختند، اردبيل نيز جرو شهرهاى پناهندگان و فراريان مزدكى‌ بود. اين گروه، از مخالفان حكومت ساسانى‌ و خلافت امويان در اردبيل بودند كه پيوسته عمال حكومتى‌ ساسانى‌ و خلفاى بنى‌اميه دستور پيگرد توقيف آنان را صادر مى‌كردند. اهميت مسأله مزدكيان ، خلفاى بنى‌اميه را بر آن داشت مركز حكومت آذربايجان را از مراغه به اردبيل انتقال دهند. در زمان حمله اعراب به ايران و به ويژه هنگام فتح آذربايجان، بيشترين تلاش آنان متوجه مركز آن يعنى‌ اردبيل بود. هنگام فتح ايران به دست اعراب ـ سال 22 هجرى‌ ـ اردبيل بزرگ‌ترين شهر آذربايجان بود كه به دست سپاهيان اسلام افتاد. اين شهر در زمان خلفاى بنى‌اميه ( 41 ـ 33 هـ ـ ق ) مركز ايالت آذربايجان بود. در زمان هشام از خلفاى بنى‌اميه، طوايف بارين خزر به آذربايجان حمله كردند. در اين حمله، اردبيل نيز غارت شد. اردبيل در زمان عباسيان كرسى‌نشين ايالت وسيع آذربايجان بود. در اين زمان، شهر داراى پادگان و برج و بارويى‌ بود كه طول آن از هر طرف به چهار كيلومتر مى‌رسيد . بين سال‌هاى 317 ـ 267 هجرى،‌‌ اين شهر مركز حكمرانى‌ طايفه بنى‌ساج بود كه حكومت را از مراغه به اردبيل انتقال داده بودند. اردبيل تا حمله مغول ، مركز حكومت آذربايجان بود. در سال 617 هجرى،‌‌ مغولان پس از حمله به ايران، اردبيل را غارت كردند. در زمان هلاكوخان ، مركز فرمانروايى‌ از اردبيل به مراغه منتقل شد و در زمان آباقاخان، تبريز پايتخت حكومت ايلخانان شد. در دوره تيموريان، امير تيمور در اردبيل به خدمت شيخ صفى‌الدين رسيد و به درخواست شيخ، هزار نفر از اسيران را به او بخشيد. پس از فوت شيخ صفى‌الدين اردبيلى،‌‌ اين شهر كعبه آمال و قبله صوفيان شد و انبوهى‌ از پيروان طريقت روى‌ به اين شهر نهادند. شاه اسماعيل براى تشكيل حكومت واحد ايرانى،‌‌ از اردبيل قيام كرد و همه ولايات را مطيع ساخت؛ شورش‌ها را خواباند و ملوك‌الطوايفى‌ را از بين برد. وى‌ سپس بر اوضاع آشفته ايران مسلط شد و تبريز را در سال 906 هجرى‌ پايتخت رسمى‌ ايران كرد. از آنجا كه حكمران اردبيل از خاندان صفوى‌ انتخاب شده بود و اين شهر مدفن اجداد صفوى‌ هم بود، ديگر باره آن را مقدس خواندند. به علاوه در زمان صفويان، هر كس گناهى‌ مى‌كرد از ترس مجازات به اردبيل پناهنده مى‌شد و از هر گونه آسيبى‌ در امان مى‌ماند از اين رو، به دارالامان نيز معروف بود. در برخى‌ از كتاب‌هاى تاريخى،‌‌ اين شهر را دارالارشاد هم ناميده‌اند. اردبيل در دوره صفوى‌ از لحاظ سياسى‌ و اقتصادى‌ سرآمد شهرهاى ايران بود. اين شهر در مسير شاهراه تجارتى‌ ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم وارده از گيلان، از طريق اردبيل به اروپا صادر مى‌شد. اين امر، در پيشرفت اقتصادى‌ و افزايش درآمد مردم تأثيرى‌ مهم داشت. در آغاز قرن 19 ميلادى،‌‌ عباس ميرزا نايب السلطنه قاجار، مركز ستاد سپاهيان خود را در اردبيل قرار داد و به كمك افسران فرانسوى‌ قلعه‌اى در برابر قواى مهاجم روس بنا كرد كه بعدها تبديل به زندان شد و آن را « نارين قلعه » ناميده‌اند. در جنگ ايران و روس در 1218 هجرى‌ قمرى،‌‌ قواى روسيه به اردبيل حمله كرد . تا تنظيم عهدنامه تركمانچى،‌‌ اين شهر در اشغال قواى بيگانه بود. در اين زمان ( 1245 هـ ق ) همه اشياى قيمتى‌ و بى‌همتاى مقبره شيخ صفى‌الدين و زينت‌آلات ديگر مقبره‌ها و كتاب‌هاى مهم كتابخانه اردبيل كه شاه عباس وقف كرده بود و از كتاب‌هاى خطى‌ نفيس و بى‌نظير و بى‌همتا بود غارت شد. اين اشياء و كتاب‌هاى نفيس هم اكنون در موزه‌هاى مسكو و لنينگراد نگهدارى‌ مى‌شود. پس از انتقال قدرت و امور وليعهد نشين قاجار به تبريز، اردبيل كه تا اين موقع داراى اهميت و اعتبار ويژه بود، از رونق افتاد و راه‌هاى تجارتى‌ روسيه از اردبيل به تبريز تغيير مسير داد. با احداث راه‌آهن تبريزـ جلفا، ارتباط اقتصادى‌ اين شهر قطع شد و از آن همه تجارت و صادرات و واردات مهم، جز كاروان‌‌سراهاى متروك چيزى‌ باقى‌ نماند. از رونق افتادن تجارت اين شهر سبب مهاجرت انبوهى‌ از مردم آن به تهران و تبريز شد. در زمان ضعف سلسله قاجار، به ويژه پس از جنگ جهانى‌ اول، برخى‌ از افراد ايلات و شاهسون‌ها شهر اردبيل را بارها غارت كردند و خسارت فراوان به مردم شهر وارد آوردند. رويدادهايى‌ مانند زمين‌لرزه‌هاى پياپى،‌‌ هجوم قبايل و اقوام گوناگون، و تاخت و تاز بيگانگان رفته‌رفته سبب شد اردبيل از پيشرفت و ترقى‌ بازماند. در سال‌هاى گذشته ، اين شهر توسعه يافته و بر اهميت و وسعت آن افزوده شده است. به گونه‌اى كه امروزه، يكى‌ از شهرهاى آباد و پرجمعيت و فعال اقتصادى‌ استان است. هم‌چنين اين شهر به خاطر وجود‌ آثار تاريخى‌ و به ويژه مقبرهاى خاندان شيخ صفى‌ و همجوارى‌اش با آب‌هاى گرم سرعين يكى‌ از كانون‌هاى جلب جهانگرد است كه هر ساله هزاران نفر را از استان آذربايجان شرقى‌ و ديگر استان‌هاى همجوار و تهران به خود جلب مى‌كند.

 

بيله‌سوار

 

 

دشت مغان ـ بر اساس داده‌هاى كتاب‌هاى جغرافياى قديم ـ روزگارى‌ آباد بود و رونق داشت. اما بعدها بر اثر حوادثى‌ نامعلوم از ميان رفت. نمونه بارز روستاهاى كهن و تاريخى‌ دشت مغان، روستاى پر جمعيت « اولتان» است كه داراى سابقه تاريخى‌ مهم است. گفته مى‌شود در قديم، اين روستا داراى آبادى‌هايى‌ بود كه آن‌ها را به اسامى‌ دوازده‌گانه ماه‌هاى سال مى‌ناميده‌اند. در مورد نام « پارس آباد » گفته مى‌شود كه شخصى‌ به نام مهندس پارسا براى نخستين بار در اين قسمت از دشت مغان به كارهاى كشاورزى‌ و عمرانى‌ پرداخت و پارس‌آباد برگرفته از نام او است. پس از تشكيل شركت كشت و صنعت و دامپرورى‌ مغان و احداث سد ارس در منطقه ميل مغان،‌ پارس‌آباد رونق يافت و رو به توسعه و گسترش نهاد.

 

خلخال

 

 

خلخال از شهرهاى قديمى‌ و تاريخى‌ آذربايجان است. در كتاب‌هاى جغرافيايى‌ و تاريخى‌ سده‌هاى دوم و سوم هجرى‌، مورخان و جغرافى‌دانان از جمله در كتاب « حدود العالم من المشرق الى‌ المغرب» درباره خلخال چنين نوشته‌اند:
« خلخال از شهرهاى كوچك و از توابع آذربايجان بوده، محصول عمده آن گندم و جو بوده است و پلاس و گليم و لباس پشمى‌ و كركى‌ در آن بافند. . . » در معجم‌البلدان كه در اواخر سده ششم هجرى‌ نوشته شده، آمده است: « خلخال شهرى‌ است در مشرق آذربايجان و نزديك گيلان و مزارع و آبادى‌ آن بيشتر در وسط كوه‌هاى بلند قرار دارد و از آنجا تا شهر قزوين هفت روز و تا اردبيل دو روز راه است و در اين ولايت قلاعى‌ بلند قرار دارد كه مردمان آن هنگام حمله مغول به آنجا عزيمت نموده‌اند» .
در « نزهه‌القلوب» كه حمدالله مستوفى‌ در اوايل سده هشتم هجرى‌ نوشته درباره اين شهر چنين آمده است:
« خلخال شهر وسط بوده و اكنون ديهى‌ است كمابيش صد موضع و به چهار ناحيه تقسيم مى‌شود. مانند، خانند بيل، سنجبد، انجيل‌آباد، هشتچين، . . . در آن ولايت به حدود ديه كيوى‌ ، دره‌ايست آفتاب روى‌ كه آن دره، چشمه‌اى است كه آبش تابستان يخ مى‌بندد و بر طرق قماه ( آفتاب‌رو ) كه قزاونه ( قزوينى‌ها ) آن را نساء ( زمين‌رو) مى‌خوانند و چشمه ديگرى‌ است كه آبش به قدرى‌ گرم است كه تخم‌مرغ مى‌پزد» . نويسنده « نزهه‌القلوب » مى‌افزايد:
« خلخال، متصل به طوالش ، كمابيش سى‌پاره ديه است و از معظماتش: شال، كلور، خمس، دورو، گيلوان مى‌باشد. هوايش معتدل است و به گرمى‌ مايل حاصلش غله نيكو باشد. اندكى‌ ميوه دارد و حقوق ديوانيش ده‌هزار دينار است بر روى‌ دفتر» .

 

گرمي

 

 

منطقه « گرمى» از كهن‌ترين منطقه‌هاى دشت مغان است و آثار تاريخى‌ به دست آمده از آن نشانگر قدمت آن است. بقاياى برخى‌ از آثار تاريخى‌ « گرمى‌» عبارت‌اند از :
قيز قلعه‌سى،‌‌ هاچاتپه‌سى،‌‌ آقا على‌ تپه‌سى،‌‌ تپه مطلب، اسلام تپه‌سى‌ و قلعه يل سويى‌ كه بيشتر آن‌ها مربوط به دوره اشكانى‌ هستند. در اطراف گرمى،‌‌ چند اثر تاريخى‌ در محوطه يك گورستان قديمى‌ به نام « گبر»، كشف شده است. در اين منطقه، به زيارتگاه اجاق مى‌گويند. از جمله اين اجاق‌ها‌، اجاق «بيرزند» در روستاى « برزند» معروف به « مقبره محمد بن حنفيه» است. « اجاق آلازار» نيز در گوشه مسجد روستاى آلازار قرار دارد.

 

مشكين شهر (خياو)

 

 

خياو، گذرگاه و پناهگاهى‌ براى سوداگران و درمانده‌ها بود. در سده‌هاى اوليه اسلامى‌ مجاهدان و از جان گذشتگانى‌ بودند كه در سبلان سنگر مى‌گرفتند. هر گوشه اين سامان، نشانه‌هايى‌ از آن روزها را به يادگار دارد. حتى‌ زمان‌هايى‌ دورتر از آن روزگار، مدنيتى‌ ناشناخته و بزرگ در اين حوالى‌ بوده كه همچنان دست نخورده زير خاك مدفون است. « خياو» در حاشيه سرزمينى‌ افتاده است كه روزگارى‌ به اسم « آران» مشهور بود. اين منطقه، زبانى‌ ويژه داشت كه تا سده چهارم هجرى‌ با همه آشفتگى‌ها و آميختگى‌هايش پايدار بود. سكه‌هاى به دست آمده از منطقه، متعلق به چند دوره تاريخى‌ با فاصله زمانى‌ كوتاه و دراز و بيشتر مربوط به زمان اتابكان آذربايجان است. نخستين سكه‌اى كه تازيان در «آران» زده‌اند، متعلق به سال 90 هجرى‌ است. در اين منطقه ، گورستان‌ها و نشانه‌هايى‌ از سال‌هاى اوليه اسلامى‌ به جاى مانده است. از اين رو، خياو يا مشگين شهر نيز آبادى‌ اسم و رسم‌دارى‌ بوده است، هر چند در بيشتر كتاب‌هاى جغرافيايى‌ اسلامى،‌‌ نامى‌ از آن نيامده است. اما حمدالله مستوفى‌ در سال 740 هجرى‌ خياو را قصبه‌اى خوانده است و حد و مرزش را نشان داده و حتى‌ حقوق ديوانى‌اش را ذكر كرده است:
« خياو قصبه‌اى است در قيلى‌ كوه سبلان افتاده است و چون سبلان در شمال اوست هوايش رو به گرمى‌ مايل است. آبش از كوه جارى‌ است. باغستان اندك دارد حاصلش غله بيشتر بوده، مردمش اكثراً موزه دوز و چوخاگر هستند حقوق ديوانى‌اش دو هزار دينار است. » با اين حساب، قدمت خياو را مى‌شود تا سده‌هاى اوليه اسلامى‌ پيش برد. هر چند كه موقعيت جغرافيايى‌ آن اين خيال را در ذهن به وجود مى‌آورد كه در سال‌هاى پيشتر نيز منطقه خالى‌ از سكنه نبوده است. بيشتر آنچه از اين منطقه به دست آمده مربوط به دوره اسلامى‌ است، ولى‌ قبرهاى گبرها يا زردشتيان كه در همه جاى آن پراكنده است، اين فكر را بيشتر تأييد مى‌كند. خياو در دوره صفويه بيشتر رونق گرفت. به گونه‌اى كه ، يكى‌ از اولاد شيخ صفى‌ ـ شيخ حيدر ـ حاكم و والى‌ منطقه مشگين و برزند مغان در يكى‌ از دره‌ها به دست مردى‌ به اسم شيروان شاه قره‌باغى‌ كشته شد. وى‌ نوه دخترى‌ شاه صفى‌ و نوه پسرى‌ شيخ صفى‌ بود. شاه اسماعيل فرزند اين مرد نيز در خياو به دنيا آمد. سند با ارزشى‌ كه از دوره عباس ميرزا باقى‌ مانده، كتابى‌ است به نام « تاريخ‌العجم و الاسلام» كه شيخ عبدالغفور ثامن نامى‌ نوشته است در اين كتاب، نكته‌هاى مبهم مربوط به خياو و آبادى‌هاى اطراف آن روشن شده است. مدتى‌ پس از حكومت عباس ميرزا در آذربايجان، خياو توجه ايلات شاهسون را كه در شرف قدرت گرفتن بودند جلب كرد. ييلاق‌هاى شاهسون‌ها در دامنه ساوالان رفته رفته گسترده‌تر شد و خياو را مثل حلقه در ميان گرفت. سپس كشتار و غارت آغاز شد. مدت‌ها اين وضع اسفناك ادامه داشت تا سرانجام در زمان ناصرالدين شاه، حاكمى‌ به نام حسنعلى‌خان جنرال وارد مشگين‌شهر شد و به شرارت‌ها پايان داد. بدين گونه، آرامش در خياو حكم‌فرما شد. با آغاز مبارزات مردم در راه كسب مشروطيت، روسيه تزارى‌ هرج و مرج طايفه‌هاى شاهسون را به صلاح و صرفه خود نديد و به درخواست حكومت استبدادى‌ وقت، در صدد سركوب طايفه‌هاى ياغى‌ و عصيانگر شاهسون برآمد. چهار لشگر روسى‌ از چهار طرف به سوى‌ خياو حركت كردند. ژنرال « مدداوف» از اردبيل و « دالماچوف» از تبريز، طوايف شاهسون را محاصره و پس از زد و خوردهاى شديد، آن‌ها را وادار به تسليم كردند. سپس همه دارايى‌ شاهسون‌ها تقسيم شد. اين سال را ايلات ، مبدأ و مأخذ تاريخى‌ قرار مى‌دهند كه در ميان آواره‌ها و چادرنشين‌ها به « بولگى‌ ايلى» يا سال تقسيم مشهور است. از مبارزان معروف راه مشروطيت ايران در خياو، مى‌توان به ملا امام وردى‌ روحانى‌ برجسته و بارز اشاره كرد كه در اردبيل به دار آويخته شد. از وقايع مهم خياو مى‌توان پيروزى‌ مشروطه خواهان، سركوبى‌ اشرار در مدت 20 سال حكومت رضاخانى،‌‌ اسكان عشاير در مشگين شهر و قحطى‌ در سال 1294 و 1327 شمسى‌ را نام برد.

 

مكانهاى تاريخى‌ و ديدنى‌ استان اردبيل

 

 


درياچه نئور – 48 كيلومترى‌ جنوب شرقى‌ اردبيل
درياچه شورابيل – دو كيلومترى‌ جنوب شهر اردبيل
تالاب گنجگاه – 80 كيلومترى‌ جنوب شرقى‌ اردبيل
تالاب ملامحمد – 15 كيلومترى‌ جنوب شرقى‌ اردبيل
تالاب نوشار – 35 كيلومترى‌ جنوب شرقى‌ اردبيل
تالاب شورگل – سه كيلومترى‌ جنوب شرقى‌ اردبيل
آبشار گورگور – در ارتفاعات سبلان
چشمه‌هاى معدنى‌ سرعين – شهر سرعين
چشمه‌هاى بيله‌دره – سه كيلومترى‌ شمال اردبيل
چشمه بوشلى‌ – 45 كيلومترى‌ غرب اردبيل
زيستگاه نئور – 30 كيلومترى‌ جنوب شرق اردبيل
پل ساميان – راه شوسه اردبيل، گرمى‌
پل كلخوران – روستاى كلخوران اردبيل
پل سيدآباد- روى‌ رودخانه باليخلو اردبيل
پل يعقوبيه – روى‌ رودخانه باليخلو اردبيل
پل ابراهيم‌آباد – شهر اردبيل
پل داش كسن- شهر اردبيل
پل قره‌سو – روى‌ رودخانه باليخلو اردبيل
پل نير – روى‌ رودخانه نير اردبيل
پل حمام پر زرگى‌ – شهر اردبيل
پل پير عبدالملك – شهر اردبيل
پل اوچ دكان – شهر اردبيل
حمام حاج شيخ- كوى‌ عالى‌ قاپوى‌ اردبيل
حمام ملاهادى‌ – كوچه ملاهادى‌ اردبيل
حمام حاج ابراهيم ( پير) – محله سرچشمه اردبيل
حمام صفويه – شهر اردبيل
خانه سيد هاشم ابراهيمى‌ – كوچه شهيدگاه اردبيل
خانه وكيل الرعايا- محله طوى‌ اردبيل
خانه حاج يوسف آقا صادقى‌ – كوچه راسته امام اردبيل
خانه حاج ميرزا ابراهيم صادقى‌ – محله اوچ دكان اردبيل
بازار اردبيل – شهر اردبيل
تپه قره‌شيروان – روستاى كوراييم اردبيل
گورستان قديمى‌ شام‌ اسبى‌ – روستاى شام اسبى‌ اردبيل
گورستان قديمى‌ كرجان – كلخوران اردبيل
منازل سنگى‌ – روستاى ويند كلخوران اردبيل
دخمه سنگى‌ ويند – 5/8 كيلومترى‌ اردبيل، روستاى صومعه
برج شاطر گنبدى‌ – شهر اردبيل
جمعه مسجد – شهر اردبيل
مسجد ميرزا على‌ اكبر مجتهد – شهر اردبيل
بقعه امين‌الدين جبرائيل – روستاى كلخوران اردبيل
امام‌زاده صالح – پشت بقعه شيخ صفى‌الدين اردبيل
كليساى مريم مقدس – اونچو ميدان اردبيل


مشگين شهر
چشمه قوتورسو- 60 كيلومترى‌ مشگين شهر در روستاى لاهرود
چشمه قينرجه – 22 كيلومترى‌ جنوب غربى‌ مشگين شهر
چشمه ايلاوند - 15 كيلومترى‌ جنوب مشگين شهر
زيستگاه شيروان دره‌سى‌ – 20 كيلومترى‌ جنوب شرق مشگين‌ شهر
زيستگاه موويل – جنوب مشگين شهر
زيستگاه هوشنگ ميدانى‌ و قره‌گول – دامنه شمال غربى‌ سبلان
زيستگاه حاجيلو – 22 كيلومترى‌ شمال مشگين شهر
زيستگاه تنبق – 18 كيلومترى‌ شمال غرب مشگين شهر
زيستگاه سروان دره‌سى‌ – 25 كيلومترى‌ جنوب شرقى‌ مشگين شهر
زيستگاه ارباب كندى‌ – 42 كيلومترى‌ شمال شرق مشگين شهر
قلعه كهنه – دره‌باغ نوروز مشگين شهر
آغچه قلعه – روستاى قره‌قيه مشگين شهر
تپه قنبر – شمال روستاى انار مشگين شهر
سنگ نبشته شاپور ساسانى‌ – ميدان اصلى‌ مشگين شهر
گورستان قديمى‌ انار – روستاى انار مشگين شهر
مقبره شيخ حيدر – شهر مشگين شهر


دشت مغان
زيستگاه خروسلو – كوه‌هاى خروسلو مغان
زيستگاه آقابابا – كوه‌هاى آقابابا
زيستگاه حسن دره‌سى‌ – كوه‌هاى زيوه
قلعه اولتان – روستاى اولتان پارس آباد
پل خدا آفرين – اصلاندوز پارس آباد
تپه خرمن – روستاى شيخ‌لر گرمى‌
تپه نادر- جنب غربى‌ اصلاندوز
گورستان قديمى‌ اصلاندوز – اصلاندوز
برج قارلوجا – قشلاق قارلوجاى اصلاندوز

 
شهرستان خلخال
چشمه آب‌معدنى‌ خلخال – 22 كيلومترى‌ شمال غرب هرآباد
گورستان قديمى‌ هير – جاده اردبيل، هروآباد

 

* منبع : زنده دل ، حسن . مجموعه راهنماى جامع ايرانگردى‌ : استان اردبيل ، تهران : نشر ايرانگردان – جهانگردان ، 1379 . ص 32-37 ،131-133 .

مناسبت ها

 

 
 

 

 

 
 
 
 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4204
 بازدید امروز : 1277
 کل بازدید : 5104536
 بازدیدکنندگان آنلاين : 9
 زمان بازدید : 5.2031