تصاویر ایران

مشاهير و چهره‌های ماندگار

مقالات همايش

دانشجویان

مجله الکترونیکی

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد

هنر هخامنشيان

 

 

هنر هخامنشيان چون ديگر ويژگيهاى اين امپراتورى‌ _ چه از ديدگاه سياسى‌ _ اجتماعى‌ و چه از نظر فرهنگى‌ _هنرى‌ در جهان باستان همانند نداشت. تمدن هخامنشى‌ بر خلاف تمدن يونانى‌ كه از نظر تمدن سياسى‌ هرگز از دولت شهرها تجاوز نكرد، شاهنشاهى‌ بزرگى‌ از ملتها و نژادهاى گوناگونى‌ پديد آورد و امپراتورى‌ وسيعى‌ را شكل بخشيد كه در به هم پيوستگى‌ و روابط انسانى‌ حاكم برآن ، نه تنها در جهان باستان ،كه در دنياى جديد نيز مانند آن شكل نگرفت . اين ويژگى‌ را در هنر هخامنشى‌ نيز به خوبى‌ و آشكارا مى‌‌توان ديد.هنر هخامنشى‌ را برخى‌ از پژوهشگران آميزه‌اى از هنر ملتهاى گوناگونى‌ مى‌ دانند كه دولت جهانى‌ هخامنشى‌ را تشكيل داده بودند.درست است كه اين هنر عواملى‌ را از هنرهاى سرزمين‌هاى تابع خود چون اورارتو، بابل، آشور، ماد و حتى‌ سرزمين هاى بسيار دور چون مصر و جز آن برگرفته بود، اما اين عوامل را با روح لطيف و هنر ملى‌ ايران چنان درآميخت و پديده اى چنان بديع پديد آورد كه شايسته  امپراتورى‌ بزرگى‌ شد كه از شمال افريقا تا سيبرى‌ و از دانوب تا سند گسترش يافت.

ويژگى‌ مهم اين هنر اين بود كه آزادى‌ عمل و خلاقيت هنرمندان سرزمينهاى تابع را نيز حفظ كرده است. ويژگى‌ ديگر هنر هخامنشى‌ اين بود كه بر خلاف هنر بسيارى‌ ديگر از ملتها از جمله يونان و مصر، هنر جهان خدايان يا دنياى مردگان نبود، بلكه هنر مردم زنده اى بود كه امپراتورى‌ هخامنشى‌ را تشكيل مى‌ دادند. اين ويژگيها چون پلى‌ هنر شرق و غرب متمدن جهان را بهم پيوند مى‌ داد.

ساختن بنا بر صفه‌هاى سنگى‌ از ويژگيهاى معمارى‌ اين عصر است. اين ويژگى‌ را از تخت سليمان تا تخت جمشيد مى‌ توان پى‌ گرفت. در پاسارگاد كه نخستين پايتخت هخامنشى‌ بشمار مى‌ آيد و به روزگار كوروش بزرگ ساخته شد، افزون بر چند تالار ستون دار و چند كاخ بزرك و كوچك و آثار بازمانده از بناهاى دينى‌ مانند آتشكده ه، مقبره خود كوروش نيز بر پا شده است. اين مجموعه كه همگى‌ از سنگ تراشيده، و بيشتر با سنگ نگاره ها و پيكرهاى گوناگون آراسته شده بود، در حصارى‌ سنگى‌ با دروازه هاى كوچك و بزرگ محصور شده بود. افزون بر آن، در فاصله  آنها آثار آب نماها و حوضهايى‌ را مى‌ توان ديد. هر چند از اين مجموعه امروز تنها آرامگاه كوروش بر سكويى‌ 6 طبقه و به صورت اتاقى‌ منفرد با پوششى‌ خرپشته مانند كه همه با تخته سنگهاى بزرگ مرمر مانند بنا شده است باقى‌ مانده است، اما همين بنا كه روى‌ هم رفته 11 متر ارتفاع دارد، آغازى‌ درخشان در معمارى‌ هخامنشى‌ به شمار مى‌ آيد. به روزگار شاهنشاهى‌ رو به گسترش هخامنشى،‌‌ داريوش پايتخت را به شوش انتقال داد و ساختن كاخهاى تازه را در اين شهر كهن آغاز كرد.

كاخ مشهور آپاداناى او را، بر پايه  كتيبه  برجاى مانده، هنرمندانى‌ كه از سرتاسر امپراتوري- از ايونى‌ مصر تا سند و بابل- آمده بودند و با مواد و مصالحى‌ چون چوب درخت سدر لبنان، عاج حبشه، فيروزه و عقيق خوارزم سند به دست بنايان و معماران مادى‌ و ايوانى‌ و ساردى‌ بر پا داشتند. اين كتيبه  توانايى‌ ايرانيان را در بهره‌گيرى‌ از هنر و ابزارها و مواد همه  سرزمينهاى تابع شاهنشاهى‌ هخامنشى‌ نشان مى‌ دهد. در حاليكه بازمانده  آثار آپاداناى شوش خود نمودار معمارى‌ نوى‌ است كه به هنر معمارى‌ هيچ يك از ملتهاى تابع داريوش بزرگ شباهت ندارد و كاملا بنايى‌ بديع و تازه با روح و شكل و ساختار ايرانى‌ است و هنرى‌ نو به شمار مى‌ آيد.

سقف تالارهاى ستون دار اين كاخ بر رديفى‌ از ستونهاى شيار دار بلند و بر پايه  ستونهايى‌ از سنگ تراش خورده و سر ستونهايى‌ به شكل پيكره  گاو استوار بود كه از كف تا سقف تالار 20 متر بلندى‌ داشت. چنين بلندپروازى‌ و چيره دستى‌ در معمارى‌ را پيش از اين در هنر هيچ ملتى‌ نمى‌‌توان ديد.كاشيهاى لعابدار مينايى‌ كه ديواره هاى كاخ را آراسته بود، از زيباترين آرايه‌هايى‌ است كه در تزيين بناهاى مشهور دنياى باستان به كار برده شده است.

كاخهاى ديگرى‌ نيز در شوش پس از آپادانا برپا شد كه در ستردگى‌ بنا و زيبايى‌ آرايه ها با آن برابرى‌ مى‌‌كرد. مجموعه  عظيم تخت جمشيد نيز كه بر صفحه اى گسترده در نزديكى‌ شيراز برپا شد، عظمت معمارى‌ هخامنشى‌ را نشان مى‌ دهد.

اين مجموعه را- كه تا پايان عصر هخامنشى‌ كار ساختمان در آن ادامه داشته است – بيش از 18 بناى شناخته شده  بزرگ و كوچك تشكيل مى‌ دهد. پلكانى‌ دوطرفه با پله‌هايى‌ كوتاه و ظريف تراشيده شده بدان سان كه پادشاهان هخامنشى‌ سوار بر اسب به راحتى‌ از آن بالا مى‌‌رفتند، از زمين تا سطح صفه ساخته شده است. بناهاى بزرگى‌ چون كاخ 100 ستون، كاخ 100 دروازه يا تالار تخت، كاخ خشايارشا، تالار 99 ستون در كنار كاخهاى كوچك‌تر چون آپادانا با طرحى‌ استادانه در كنار هم قرار دارند.

ستونهاى شياردار و بلند تخت جمشيد كه در ارتفاع از بلندترين ستونهاى ساخته شده در معمارى‌ يونان بلند قامت‌ترند، ستونهاى خوش تراش گلدان مانند و سر ستونهاى پر تزيين كه به پيكره هاى شير، گاو، عقاب و گاهى‌ دو سر انسان منتهى‌ مى‌ شوند، سقفهاى گسترده اين بناها را بر خود نگاه مى‌ داشته‌اند. سنگ نگاره ها بيشترين بخش آرايه  اين بنا را در معمارى‌ تخت جمشيد شامل مى‌ شود و ديواره  پلكانهاى آپادانا، دروازه  خشايارشا، دروازه  تمام ملل و ديوارها و درگاهها را در بسيارى‌ از بناهاى بازمانده  تخت جمشيد مى‌ آرايد.

اين سنگ نگاره ها افزون بر جنبه  تزئينى‌ و نمادى‌ نشان دهنده  برگزارى‌ دوره  نوروزى‌ است. نقشهايى‌ كه بر روى‌ ديواره  پلكان كاخ آپادانا وجود دارد، نمايندگان 23 كشور تابع امپراتورى‌ هخامنشى‌ را نشان مى‌ دهد كه هدايايى‌ از كشور خود به ارمغان آورده اند.

در ساختار هنر هخامنشى،‌‌ هنرهاى تزئينى‌ جايگاهى‌ ويژه دارد. گستردگيهاى سرزمينهاى زير فرمان هخامنشيان و تجارت جهانى‌ كه در پرتو توانمندى‌ آنان رونق بسيار يافته بود، به ويژه رواج سكه هاى زرين و سيمين هخامنشى،‌‌ خريد و فروش كالاهاى ساخته شده از فلزات گرانبها را كه بين دورترين نقاط شرق و غرب نقاط امپراتورى‌ مبادله مى‌ گرديد، آسان مى‌ ساخت و همين امر سبب تآثيرگذارى‌ هنر ملل تابع در يكديگر مى‌ شد. گرايش به طبيعت و گاهى‌ پيروى‌ كامل از آن در هنر هخامنشى‌ از پيكرتراشى‌ تا زرگرى‌ جارى‌ بود.ابجاد نقشهاى برجسته بيرون زده از اشياى چون گذشته همچنان رواج داشت. شمارى‌ از ظرفهاى سيمين و زرين به ويژه جامها و صراحيهاى بازمانده از اين دوره به صورت پيكره شير، گاو، بز كوهى‌ و جز آن ساخته شده است.

زرگران چيره دست عصر هخامنشى‌ در ساختن آرايه هاى گوناگون براى هر گونه كاربردي- از سنجاقهاى سر و زينتهاى لباس، تا نيامهاى نقش دار شمشير و كارد – هنرمندى‌ نشان داده.

دست بافته‌ها و قالى‌‌ها و گليمهاى ايران عصر هخامنشى‌ از شهرت جهانى‌ برخوردار بود. كشف كهن ترين فرش دست بافت گره و پرز دار از كاوشهاى باستان شناسى‌ گورهاى يخ بسته پازيريك در ناحيه  آلتايى‌ شواهد تاريخى‌ اين امر را اثبات مى‌ رساند. طرح ميانه اين قاليچه ، يعنى‌ ستاره‌هاى 4 پر را پيش‌تر در برنزهاى لرستان مى‌‌يابيم. نقش سوار كاران مادى‌ با اسبهايى‌ كه بى‌ كم و كاست چون اسبهاى سنگ نگاره‌هاى تخت جمشيد آراسته شده اند و گوزن‌هاى خالدار پهن شاخى‌ كه از خوزستان تا شمالى‌‌ترين بخشهاى شرق امپراتورى‌ هخامنشى‌ مى‌‌زيسته اند، بر حاشيه‌هاى آن ديده مى‌ شود. اين قاليچه با اندازه  200×183 سانتى‌ متر در مجموع داراى 000/250/1 گره متقارن است و در موزه  آرميتاژ سن پترزبورگ نگاهدارى‌ مى‌‌شود. در همان كاوشها قطعه‌هاى پشمى‌ گليم بافتى‌ كه شهبانوهاى هخامنشى‌ را به هنگام اجراى مراسم در پيش آتشدان نشان مى‌‌دهد به دست آمده است. همانند اين نقش را بر سنگ نگاره‌هاى تخت جمشيد كه شاهنشاه را در برابر آتشدان نشان مى‌ دهد، مى‌‌توان ديد..

 

* منبع :سمسار ، محمد حسن . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامى‌ . زيرنظر كاظم موسوى‌ بجنوردى‌ . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامى‌ ، 1367- ، جلد 10، ص 630 ـ 628

 

مناسبت ها

 

 
 

 

 

 
 
 
 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4718
 بازدید امروز : 571
 کل بازدید : 4956988
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 6.0781