تصاویر ایران

مشاهير و چهره‌های ماندگار

مقالات همايش

دانشجویان

مجله الکترونیکی

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
 بنابر روايت‌هى‌ مسيحى،‌‌ اين آيين از اواخر سده 1م از جانب غرب وارد ايران شد و پس از دوره‌هى‌ متناوب تعقيب و آزار، و دوره‌هى‌ آزادى‌ دينى،‌‌ به تدريج در اين سرزمين پا گرفت و در مناطق مختلف ايران، به ويژه در غرب يعنى‌ هديابينه (اديابن) جزيره ابن عمر و بين النهرين جامعه‌هى‌ پراكنده مسيحى‌ تشكيل گرديد. همزمان با شورا يا «سينود» ى‌ كه در 410 م در سلوكيه (تيسفون) را مسيحيت را در ايران قانونى‌ اعلام كرد و جائليق سلوكيه (تيسفون) برگزار شد، ميزگرد اول را به سرپرستى‌ مسيحيان ايران به رسميت شناخت. اين كليسا در سده 7م، با كنار گذاشتن اصطلاح «مادر خدا» برى‌ حضرت مريم و پذيرفتن دو طبيعت جداگانه الهى‌ و بشرى‌ برى‌ مسيح، گرايش نسطورى‌ خود را بيش از پيش آشكار ساخت از آن پس به كليسى‌ شرقى‌ سريانى‌ يا كليسى‌ نسطورى‌ شهرت يافت. از آن پس تا هنگام فتوحات اسلامى‌ در ايران، به زغم حضور جوامع مسيحى‌ يعقوبى‌ و پيرو نظريه «وحدت طبيعت» (مونوفيزيت) . مسيحيت نسطورى‌ در ايران گسترش تام يافته بود و نه تنها در مناطق غربى‌ كشور ، بلكه در نواحى‌ مركزى‌ ، سواحل دريى‌ خزر و خراسان تا هرات و مرو و شهرهى‌ آسيى‌ مركزى‌ نيز پيروان بسيار داشت. چنانكه بنا به قول ثعالبى‌ مرغنى،‌‌ پس از كشته شدن يزدگرد سوم در مرو، اسقف آن سامان جسد وى‌ را يافت و آن را دفن كرد.
سرزمينهى‌ غربى‌ ايران، حيره، بين النهرين و جزيره در شمار نخستين مناطق فتح شده توسط سپاهيان اسلام بود. ساكنان اين مناطق كه بيشتر مسيحى‌ بودند . غالبا با امضى‌ پيمان صلحى،‌‌ حاضر به پرداخت جزيه و خراج شدند و با قرار گرفتن در شمار اهل ذمه، جان و مال و كليساهايشان را در امان ماند. اينان در دوران خلفى‌ راشدين و سپس در زمان بنى‌ اميه، تا هنگامى‌ كه جزيه و خراج خود را مى‌‌پرداختند و اختلالى‌ در نظم عمومى‌ ايجاد نمى‌‌كردند، آزاد بودند تا به اداره امور جامعه خود بپردازند و به آيينهى‌ دينى‌ خود مشغول باشند. در سالهى‌ بعد مسلمانان مراكز آموزشى‌ مسيحيان را در نصيبين ، جندى‌ شاپور و مرو حفظ كردند و آموزش در اين مراكز را برى‌ تربيت حسابداران، كاتبان، پزشكان و استادان تشويق مى‌‌كردند. در اين زمان و سالهى‌ پس از آن مسيحيان نسطورى‌ جامعه مستقلى‌ محسوب مى‌‌شدند كه اداره امور داخلى‌ آنها بر عهده جائليق و بر مبنى‌ قوانين خود آنان بود. جائليق از سوى‌ اعضى‌ اين جامعه انتخاب مى‌‌شد و خليفه انتخاب او را مورد تاييد قرار مى‌‌داد.
با روى‌ كار آمدن عباسيان به ويژه در دوران مامون مسيحيان ايران بيشترين ميزان نفوذ را در دستگاه خلافت داشتند. مقر جائليق از 158ق/775م از سلوكيه (تيسفون) به بغداد منتقل شده، و ارتباط نزديك‌ترى‌ بامقر خلافت يافته بودند. در همين زمان جرجيس بن بختيشوع كه از دانشگاه جندى‌ شاپور فراخوانده شده بود، به عنوان پزشك مخصوص خليفه منصور برگزيده شد و اين سمت تا6 نسل در خاندان وى‌ باقى‌ ماند. علاوه بر اين، در بيت الحكمه بغداد كه در دوران مامون در 218ق/833م بنيان گذارى‌ شده بود و حنين بن اسحاق مسيحى‌ مدتها رياست آن را بر عهده داشت. مسيحيان به ترجمه آثار فلسفى‌ ، پزشكى‌ و علمى‌ يونانى‌ و نقل علوم و فرهنگ يونانى‌ به عالم اسلامى‌ مشغول بودند.
در اين زمان همچنين كليسى‌ نسطورى‌ ايران فعاليتهى‌ تبليغى‌ خود را كه سده 5 م آغاز كرده بود، به شكل دامنه‌دارترى‌ به سوى‌ شرق و در ميان قبايل مهاجر و نيمه مهاجر ترك، تاتار و مغول گسترش داده بود حتى‌ در هند، چين، و تبت دنبال مى‌‌كرد. در ادامه اين كوششها ، 6 منطقه اسقفى‌ جديد در رى،‌‌ مرو، سمرقند، كاشغر، تنگوت و چنگ آن ايجاد شده بود و اداره فعاليتهى‌ تبليغى‌ را در تبت مطران تنگوت ، و در چين مطان چنگ – آن بر عهده داشت. اين فعاليتها همچنين باعث گرايش وسيع مردمان برخى‌ از قبايل مغول به مسيحيت شده بود. گرچه متوكل خليفه عباسى‌ فرمانى‌ صادر كرد كه موجب آن محدوديتهى‌ خاصى‌ در امر پوشش ، رفت و آمد، آموزش و... برى‌ اهل ذمه ايجاد شد، اما اينگونه محدوديتها در دوران امويان و عباسيان غالبا موقتى‌ و منحصر به شهرهى‌ بزرگ بود و تكرار گاه و بيگاه صدور اين فرمانها در طى‌ چند سده خود دلالت بر عد اجرى‌ هميشگى‌ آنها دارد. حكمرانان آل بويه نيز در داخل ايران سياست مسالمت آميزى‌ نسبت به مسيحيان و اقليتهى‌ مذهبى‌ ديگر برداشتند. عمادالدوله مسيحيان را در دستگاه ادارى‌ خود به كار گماشته، و عضدالدوله در اوج قدرت خود نصربن هارون مسيحى‌ را به سمت وزارت برگزيده بود.
در دوران حكومت سلجوقيان در ايران گرچه به سبب تعصب آنان در سنى‌‌گرى،‌‌ دشوارى‌‌هايى‌ برى‌ مسيحيان به وجود آمد، اما از سوى‌ ديگر، در اثر درگيرى‌‌هايى‌ كه اينان با امپراطورى‌ بيزانس داشتند، و نيز به سبب وجود ايرانيان فرهيخته‌ى‌ همچون خواجه نظام الملك در امور كشور‌دارى،‌‌ مسيحيان چندان در تنگنا و سختى‌ نبودند.
آغاز حملات مغول و تسلط آنان بر سرزمين‌هى‌ غربى‌ ايران اميدهايى‌ را در جامعه مسيحى‌ برانگيخت: زيرا شمارى‌ از قبايل مغول از مدتها پيش در نتيجه تبليغات مسيحيان نسطورى‌ به مسيحيت گرويده بودند و پيوندهى‌ خويشاوندى‌ ميان قبايل مختلف، مسيحيت را به خاندان چنگيز و قبيله او وارد كرده بود. مادر هلاكو، سر قوقتينى‌ بيگى،‌‌ و همسر او، دوقوز خاتون، هر دو مسيحى‌ بودند. جرماغون، فرمانده سپاه مغول در ايران به دين مسيحى‌ متمايل بود و در لشكركشيهى‌ هلاكو به ايران و عراق، عمده نيروها از مسيحيان تشكيل مى‌‌شد، اينها همه باعث شده بود كه مسيحيان ايران و مسيحيان غرب اميد تشكيل دولتى‌ مسيحى‌ به جى‌ حكومت اسلامى‌ را در سر بپرورانند.
در هنگام فتح بغداد، مسيحيان در كليسى‌ بزرگ آن گرد آمدند، از قتل عام رستند و خانه‌هى‌ آنان از خرابى‌ مصون ماند، پس از استقرار هلاكو در بغداد نيز، ماكيخا بطريرك نسطوريان از جمله شخصيت‌هى‌ معتبر شهر گرديد و به دستور هلاكو قصر دواتدار صغير بر كناره دجله در اختيار او قرار گرفت. در دوران ايلخانان مغول- اباقا، تگودار، گيوك و ارغون- مسيحيان از آزادى‌‌هى‌ بسيار برخوردار گشتند و در امور مختلف از امتيازات بيشترى‌ نسبت به مسلمانان برخوردار بودند، چنانكه در تاريخ وصاف آمده است كه ارغوان حكم كرده بود كه هيچ مسلمانى‌ را به كارهى‌ ديوانى‌ نگمارند. ارتباطات مغولان و كليسى‌ كاتوليك رم در اين دوران باعث فرستادن مبلغانى‌ از سوى‌ اين كليسا به جوامع مسيحيان ايران در تبريز، مراغه، دهخوارقان، سيواس و سلطانيه گرديد. اما اين مبلغان توفيق چندانى‌ به دست نياوردند و با شروع حملات تيمور و طاعونى‌ كه پس از آن در اين مناطق شيوع يافت، پراكنده گشتند.
با اسلام آوردن غازان خان اوضاع يكسره دگرگون گشت و مسيحيان حاميان قدرتمند خود را از دست دادند. غازان خان فرمان داد كه در سرتاسر قلمرو او تمامى‌ معابد غير اسلامى‌ اعم از معابد بودايى،‌‌ آتشكده‌هى‌ زرتشتى،‌‌ كليساها و كنيسه‌ها را ويران سازند. پس از آن به يهوديان و مسيحيان دستور داده شد كه جامه متمايزى‌ بپوشند، يا زنار ببندند. در جريان شورشهايى‌ كه پس از آن اتفاق افتاد، اسقف يهبالاهه مضروب و زندانى‌ شد. كليساها در مراغه و تبريز تاراج و تخريب شدند.
در سالهى‌ بعد، عربها و كردهى‌ مسلمان در اربيل فرصت را غنيمت شمرده، دستگريهى‌ سبكسرانه مسيحيان در سالهى‌ گذشته را تلافى‌ كردند. در اين جريان، گروهى‌ از مسيحيان نسطورى‌ كشته، و بسيارى‌ به اسارت گذاشته شدند. پس از اين آشفتگى‌ ها نوبت به حملات سهمگين تيمور رسيد كه ويرانگرى‌ آن را مسلمانان و مسيحيان ايران را به يك اندازه دستخوش مرگ و نابودى‌ ساخت. در نتيجه اين حملات، كليسى‌ نسطورى‌ ايران از هم پاشيد و جمعيتهى‌ پراكنده مسيحيان نسطورى‌ در مناطق كوهستانى‌ غرب و شمال غربى‌ ايران پناه گرفتند، چنانكه بنابر قول مؤلف جهانگشى‌ خاقان، در هنگام قيام شاه اسماعيل صفوى،‌‌ گروههايى‌ از اين مسيحيان در بلاد آذربايجان، اران و مغان زندگى‌ مى‌‌كردند.
در دوره صفويه ميان دو گروه از مسيحيان نسطورى‌ بر سر تعيين بطريرك اختلاف افتاد (958ق/1551م). اين دو گروه كه هر دو مايل به جلب حمايت پاپ رم بودند، وابستگى‌ خود را به كليسى‌ كاتوليك اعلام كرده، يكى‌ در موصل و ديگرى‌ در اورميه كليساهى‌ متحد كلدانى‌ خود را تشكيل دادند. باقى‌ مانده مسيحيان نسطورى‌ نيز كه همچنان استقلال خود را حفظ كرده بودند، مقر اسقفى‌ خود را در اورميه تشكيل دادند. اما با گذشت زمان ارتباط دو گروه نخست با رم گسسته شد، و پس از تحولاتى‌ كه در سده 19 م رخ داد، مقر اسقفى‌ كليسى‌ متحد كلدانى‌ ايران در سلماس و مقر اسقفى‌ كليسى‌ مستقل آشورى‌ در اورميه مستقر گرديد.
در هنگام سلطنت قاجاريه مسيحيان نسطورى‌ در منطقه سلماس، در نزديكى‌ مرز تركيه و در دشتهى‌ اطراف اورميه سكنى‌ داشتند. اكثر اين مردم كشاورز بودند و همچون مسلمانان ماليات سنگين به حكومت مى‌‌پرداختند و در شرايط اقتصادى‌ و فرهنگى‌ دشوارى‌ مى‌‌زيستند. اعمال برخى‌ قوانين غيرعادلانه و محدودكننده، چون الزام به پوشيدن نوع خاصى‌ از لباس، پذيرفته نشدن شهادت آنان در دادگاه، نداشتن حق سوار شدن بر اسب، و به ارث رسيدن كليه مايملك آنان به فردى‌ از خانواده كه مسلمان شده بود، همگى‌ بر پشت اين جامعه سنگينى‌ مى‌‌كرد، و موجب شده بود كه گروهى‌ از آنان برى‌ رهايى‌ از اين احوال به روسيه مهاجرت كنند.
نخستين مبلغان مسيحى‌ كه از حدود دهه 1830 م به بعد در مناطق مختلف آذربايجان، به ويژه تبريز و اورميه مشغول به فعاليت شدند، بيشتر از كاتوليك‌هى‌ رومى‌ و پرتستانهى‌ آمريكايى‌ و انگليسى‌ بودند. ميان اين دو گروه غالبا رقابت و نزاع وجود داشت. كاتوليكها بيشتر سعى‌ در يافتن پيروان جديد داشتند، ولى‌ پرتستانها تعليم و تربيت جامعه مسيحى‌ را مورد توجه قرار داده بودند. مبلغان پروتستان در اورميه و مناطق اطراف آن مدارسى‌ ايجاد كردند و به تدريس علوم و تربيت دانش آموزان مى‌‌پرداختند، و بدين ترتيب، با تاسيس مراكز فرهنگى‌ و بيمارستان و چاپخانه و انتشار كتب و جرايد جامعه آشورى‌ ايران به مرحله جديدى‌ از حيات اجتماعى‌ گام نهاد. كاتوليكها گروهى‌ از اين مسيحيان را كه به كليسى‌ رم پيوسته بودند، مسيحيان كلدانى‌ مى‌‌خواندند، و پرتستانها گروهى‌ را كه به آيين پرتستانى‌ مى‌‌گرويدند، مسيحيان آسورى‌ مى‌‌ناميدند. عنوان آسورى‌ كه مورد قبول و استقبال مسيحيان نسطورى‌ واقع شد، در سده‌هى‌ 19 و 20 م وسيله متمايز ساختن آنان از گروههى‌ ديگر گرديد. طبق قوانين جارى‌ كشور، آسوريان ايران دارى‌ نماينده در مجلس شورى‌ اسلامى‌ هستند.
 
لاجوردى‌ ، فاطمه . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامى‌ . زيرنظر كاظم موسوى‌ بجنوردى‌ . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامى‌ ، 1367- ، جلد 10، ص 600 ـ 598 * منبع :
 
مناسبت ها

 

 
 

 

 

 
 
 
 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3908
 بازدید امروز : 1403
 کل بازدید : 5104662
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 7.2188