تصاویر ایران

مشاهير و چهره‌های ماندگار

مقالات همايش

دانشجویان

مجله الکترونیکی

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد

رشت

 

 

به نوشته برخى ‌‌از محققان ، شهر رشت در پيش از اسلام و دست كم در دوره ساسانيان وجود داشته است . در زمانى ‌‌كه حكومت ساسانى ‌‌رو به فروپاشى ‌‌می‌رفت ، حكمرانى ‌‌مستقل اين ديار را گيلانشاه می‌ناميدند . پس از غلبه اعراب بر ايران ، اولين بار كه نامى ‌‌از رشت به ميان آمد ، سال 61 هجرى ‌‌قمرى ‌‌بود. اما از اين تاريخ ، تا زمان صفويه در كتاب‌هاى تاريخى ‌‌نامى ‌‌از رشت ديده نمی‌شود. بعدها در شرح وقايع دوره شاه اسماعيل صفوى ‌‌از اين شهر ياد شده است. در زمان صفويه و به ويژه در دوره شاه اسماعيل صفوى،‌‌ سرزمين گيلان به دو بخش : « بيه‌پس » به مركزيت رشت ، و « بيه‌پيش» به مركزيت لاهيجان تقسيم می‌شد. حكومت بيه پيش از 943 هجرى ‌‌قمرى ‌‌به خان احمد گيلانى ‌‌رسيد و شاه طهماسب اول صفوى،‌‌ حكومت بيه‌پس را نيز به او سپرد. سرانجام شاه عباس اول صفوى ‌‌گيلان را تسخير كرد. بعدها در سال 1045 هجرى ‌‌قمرى ‌‌، شهر رشت به دست استپان رازين ـ دريانورد و شورشى ‌‌مشهور روسى ‌‌ـ غارت شد. در سال 1722 ميلادى ‌‌نيز سپاهيان پتركبير ، رشت را تسخير كردند . اشغال‌گران روس تا سال 1743 رشت و گيلان را در تصرف خود داشتند. سپس روس‌هاى بلشويك در جريان تعقيب سفيدها ( هواداران تزار ) رشت را به تصرف خود درآوردند. اين شهر در قديم ، تنها راه ارتباطى ‌‌و بازرگانى ‌‌ايران از طريق بندر انزلى ‌‌به اروپا بود. رشت در طول تاريخ خود، وقايع اسف‌انگيز فراوانى ‌‌را از سر گذرانده است. در زمستان 1246 هجرى ‌‌قمرى،‌‌ طاعون شديد در گيلان شايع شد و در حدود شش هزار نفر را از پاى درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش كشيده شد و خسارت‌هاى فراوان ديد. در سال 1316 هـ . ق ( 1899 م . ) در رشت شورش نسبتاً دامنه‌دارى ‌‌عليه قانون خراج راهدارى ‌‌كارگزاران روس كه از ساكنان دهستان‌ها دريافت می‌كردند ، به وقوع پيوست؛ در نتيجه ، ايستگاه راهدارى ‌‌واقع در نزديك رشت توسط شورشيان وايران گرديد، اما با شدت عمل و خشونت سپهدار اعظم ـ حاكم وقت ـ پايان يافت. رشت در انقلاب مشروطيت نقش مؤثرى ‌‌داشت. به هنگام جنگ جهانى ‌‌اول ( 1914 ـ 1918 ) شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهيان روس و بعد نيروهاى انگليسى ‌‌و شورشيان محلى ‌‌قرار گرفت و خرابى ‌‌بسيارى ‌‌در آن به بار آمد . در سال 1920 ميلادى،‌‌ رشت بار ديگر صحنه درگيری‌هاى مسلحانه شد: ارتش سرخ در سال 1331 هـ . ق ( 1920 م . ) باكو را تصرف كرد و وارد بندر انزلى ‌‌شد. اين كار سبب تشويق انقلابيون گيلان گرديد. سرانجام در همين سال حكومتى ‌‌ضد انگليسى ‌‌به رياست ميرزا كوچك خان جنگلى ‌‌در رشت اعلام شد. انگليس‌ها رشت را تخليه كردند و با آتش زدن انبارهاى خود و انهدام پل سفيدرود ، رهسپار بغداد شدند. قوايى ‌‌از تهران عازم سركوبى ‌‌انقلابيون شد. به موجب قرارداد 1339 هـ . ق ( 1921 م . ) كه بين دولت‌هاى ايران و اتحاد جماهير شوروى ‌‌منعقد شد، گيلان و رشت از نيروهاى روسى ‌‌تخليه شد. امروزه شهرستان رشت به عنوان مركز راه‌هاى بازرگانى ‌‌گيلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مركز استان امكانات جهانگردى ‌‌فراوانى ‌‌دارد.

 

 بندر انزلى ‌‌

 

 

قديمی‌ترين زمانى ‌‌كه در متن‌هاى تاريخى ‌‌از انزلى ‌‌ياد شده. سال 863 هـ . ق است كه در آن زمان يك دهكده كوچك بوده است. از اوايل دوره صفويه، اين ناحيه مورد توجه انگليسی‌ها، روس‌ها و دولت مركزى ‌‌ايران كه پايتخت آن قزوين بود، قرار گرفت. انگليسی‌ها در تجارت ابريشم گيلان با داير كردن شركت تجارتى ‌‌در مسكو، راه رشت ـ انزلى ‌‌ـ بادكوبه به اروپا را رونق بخشيدند و انزلى ‌‌به عنوان « دروازه اروپا ـ معروف شد. از اين زمان به بعد، انزلى ‌‌به تدريج به صورت توقف گاهى ‌‌براى كشتی‌هاى تجارى ‌‌و سرپلى ‌‌ميان رشت و اروپا قرار گرفت و روز به روز بر رونق آن افزوده شد . با روى ‌‌كار آمدن پهلوى ‌‌اول و توجه وى ‌‌به بندر انزلى ‌‌بازسازى ‌‌و اسكله‌هاى جديدى ‌‌در انزلى ‌‌و غازيان ساخته شد و اداره بندر و كشتی‌رانى ‌‌مجهز گشت. در حال حاضر، بندر انزلى ‌‌يكى ‌‌از زيباترين شهرهاى گيلان و مجهز‌ترين بندر كرانه‌هاى درياى مازندران است كه ساالانه هزاران تن كالا توسط كشتی‌، از آن خارج و يا به آن وارد می‌شود.

 

 لاهيجان

 

 

بناى شهر لاهيجان به « لاهيج‌ابن سام‌ ابن نوح» نسبت داده می‌شود. اين شهر، در گذشته « دارالاماره » يا « دارالامان» و سپس « لاهيجان المبارك» خوانده می‌شد. لاهيجان در سال 705 هجرى ‌‌قمرى ‌‌به دست اولجاتيو فتح شد و امير تيمور به آن لشگر كشيد. پس از تيمور ، سيداميربيك و اعقاب وى ‌‌ـ از سادات كيانى ‌‌ـ بر شهر لاهيجان حكومت كردند. شاه عباس اول نيز پس از شسكت خان‌احمد وارد لاهيجان شد. پس از سقوط حكمرانان كيانى،‌‌ حاكمان صفوى ‌‌در اين شهر حكومت كردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاريخ لاهيجان، طاعون سال 703 هجرى ‌‌قمرى،‌‌ آتش‌سوزى ‌‌سال 850 هـ . ق و اشغال آن توسط روس‌ها در سال 1725 ميلادى ‌‌است. در سال 1230 هجرى ‌‌قمرى ‌‌نيز لاهيجان دچار زلزله شد و در سال 1246 ، بار ديگر طاعون در آن كشتار كرد. لاهيجان يكى ‌‌از مراكز اصلى ‌‌جنبش جنگلی‌ها بود، در حال حاضر لاهيجان يكى ‌‌از شهرهاى زيباى استان با امكانان فراوان جهانگردى ‌‌است.

 

لنگرود

 

 

نام لنگرود براى نخستين بار در سال 512 هـ . ق در متن‌هاى تاريخى ‌‌ذكر شده است . اين سال مصادف با مرگ « سلطان محمد » پسر « ملك‌شاه آلب ارسلان » است كه منجر به آزادى ‌‌« فرامرزبن مروانشاه » از زندان اصفهان شد. وى ‌‌به همراه « علاء الدوله على ‌‌» ـ شاه مازندران ـ از اصفهان به طبرستان و از آن‌جا به لنگرود رفت. در روزگار سلجوقيان ، سادات‌كيا بر لنگرود حاكم بودند. در دوره صفويان ، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول ، شهر لنگرود مركز حوادث مهمى ‌‌بوده است. فرار احمدخان حاكم لاهيجان از لنگرود و دستگيرى ‌‌اعضاى خانواده وى ‌‌توسط « كيافريدون » حاكم گيلان و تحويل آن‌ها به شاه عباس، از جمله رويدادهاى مهمّ اين دوره شهر است. نادر براى سركوب تاتارهاى شرق مازندران و توسعه تجارت و دست‌يابى ‌‌به درى،‌‌ لنگرود را براى ايجاد پايگاه دريايى ‌‌و كارخانه كشتی‌سازى ‌‌انتخاب كرد و در توسعه آن كوشيد. در زمان قاجار نيز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. مردم اين منطقه در نهضت مشروطيت شركت كردند. اين شهر، امروزه يكى ‌‌از مناطق مهم استان گيلان است و در ميان شهرهاى شرق گيلان از موقعيت جالب توجهى ‌‌برخوردار است .

 

 رودبار

 

 

با آن كه پيشينه تمدن رودبار و نواحى ‌‌پيرامون آن ، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح می‌رسد ، در متن‌هاى تاريخى ‌‌كم‌تر به نام اين شهر اشاره شده است. پس از اسلام ، طايفه‌هايى ‌‌از شام و حلب به رودبار مهاجرت كردند و در آن ساكن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهى ‌‌از كردهاى قوچان و نواحى ‌‌شمال خراسان نيز ناگزير از سكونت در اين شهر شدند. رودبار منطقه‌اى كوهستانى ‌‌است و مرتفع‌ترين شهرستان استان گيلان به شمار می‌آيد. رودبار را می‌توان دروازه ورودى ‌‌گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوه‌هاى بسيار زيباى اين ناحيه، به صورت رشته‌هاى موازى ‌‌با دره‌هاى جالب توجه، فضاى طبيعى ‌‌دلنشينى ‌‌را پديد آورده‌اند. زمين لرزه 31 خرداد 1369 اين شهر را ويران كرد. امروزه ، عليرغم بازسازی‌هاى فراوان، هنوز رونق پيشين را باز نيافته است.

 

 تالش

 

 

« تالش » و « تاليش» را به عربى ‌‌طبلستان می‌گويند. هشتپر مركز اين شهرستان وسيع است كه در گذشته شفارود و پس از آن، كرگان رود نام داشت. تا زمان افشاريه، بخش جنوبى ‌‌شهرستان تالش تابع حكومت كسگر بود و بخش‌هاى ميانى ‌‌آن تا آستارا تحت فرمان حكومت « ناو» و « طول » قرار داشت ( اسپهند ) و بالاخره بخش شمالى ‌‌آن را « گشتاسفى» يا « گشتاسبى» می‌خواندند و مركز حكومتى ‌‌آن « لنكران » بود. پس از انعقاد عهد‌نامه‌هاى گلستان و تركمان‌چى،‌‌ تالش گشتاسبى ‌‌از پيكر ايران جدا شد و سپس تالش اسپهبد و تالش كسگر كه عمدتاً تحت سلطه خوانين « نمين » اردبيل بود، دو قسمت شد. قسمت شمالى ‌‌آن در محدوده شهرستان آستارا، تا سال 1342، تابع اردبيل باقى ‌‌ماند و قسمت جنوبى ‌‌آن به پنج بلوك يا خان‌نشين به نام‌هاى كرگانرود ( كرگارو)‌، اسالم، تالش دولاب ( رضوان‌شهر )، شاندرمن و ما سال تقسيم و خمسه طوالش ناميده شد. تالش در يك منطقه زيباى جنگلى ‌‌قرار دارد و مركز آن شهر هشت‌پر است.

 

آستانه اشرفيه

 

 

آستانه اشرفيه يكى ‌‌از شهرهاى مهم مذهبى ‌‌و زيارتى ‌‌گيلان است. وجود مقبره حضرت « سيد جلال‌الدين » در اين شهر ، اهميت آن را دو چندان كرده است. اين شهر در گذشته « كوچان » ناميده می‌شد. جلال‌الدين اشرف (ع) فرزند امام موسى ‌‌كاظم (ع) در قرن چهارم هجرى ‌‌قمرى ‌‌به اين شهر نقل مكان كرده، ولى ‌‌در هيچ منبعى ‌‌از آن ذكرى ‌‌به ميان نيامده است. در حال حاضر، آستانه اشرفيه يكى ‌‌از شهرستان‌هاى پر اهميت مذهبى،‌‌ زيارتى ‌‌و كشاورزى ‌‌گيلان است.

 

رودسر

 

 

شهرستان رودسر در زمان‌هاى قديم به بخشى ‌‌از « رانكوه » در شرقی‌ترين ناحيه گيلان تعلق داشت. اين منطقه از شمال به درياى مازندران، از جنوب به رودبار ( عمارلو) و از غرب به ديلمان و لاهيجان محدود می‌شد. قديمی‌ترين نام رودسر كه از متن‌هاى معتبر تاريخى ‌‌به دست می‌آيد، « كوتُم» است كه شهر كوچكى ‌‌در رانكوه بوده است. پس از آن، شهرستان رودسر« هوسم» نام گرفت و آن‌چنان كه در متن تاريخى ‌‌آمده است، در سال 375 هـ . ق بازارى ‌‌نيكو و مسجد جامع بزرگى ‌‌داشته است. بعدها اين شهر به دلايل نامعلومى ‌‌رو به خرابى ‌‌نهاد و در اواخر قرن نهم هـ . ق به « رودسر» ( شهرى ‌‌كه ميان دو رود واقع است ) تغيير نام داد. رودسر امروزى ‌‌يكى ‌‌از شهرهاى بسيار زيباى استان گيلان است.

 

صومعه‌سرا

 

 

در متن‌هاى تاريخى ‌‌و جغرافيايى ‌‌از منطقه‌اى به نام صومعه‌سرا سخنى ‌‌به ميان نيامده است. تنها در دو رباعى ‌‌منسوب به « سيدشرفشاه» ، عارف قرن هفتم هـ . ق، از صومعه‌سرا نام برده شده است. منطقه صومعه‌سرا مشتمل بر دو مركز عمده اميرنشين « تولم » و « كسگر» بود كه در متن‌هاى تاريخى ‌‌، بارها به اين دو نام اشاره شده است. در اواخر قرن سيزدهم هـ . ق نيز ، « كَسما» كه مركز مبارزات جنگليان بود، اعتبار خاصى ‌‌داشت. برخى ‌‌از متن‌ها ، نام صومعه‌سرا را برگرفته از نام عارف بزرگ‌ قرن چهارم و پنجم هجرى ‌‌« شيخ عبدالله صومعى» می‌دانند كه مريدان بسيار داشته و صومعه‌هاى متعددى ‌‌به بركت وجود او در گوشه و كنار اين شهر برپا شده بود. طبق گفته حمدالله مستوفى،‌‌ كسگر از اقليم چهارم بوده و در عهد امارت امير ديباج ( 700 هـ . ق ) تحت فرمان شرف‌الدوله، به خواهرزاده امير ديباج بود. حدود سال 974 هـ . ق شاه طهماسب به « خان احمد خان » ( والى ‌‌لاهيجان ) دستور داد كه كسگر را به فرمان رواى قانونى ‌‌آن واگذار كند. احمد خان از اين دستور سرباز زد. در نتيجه هجوم سپاه شاه طهماسب، حاكم كسگر به نام سپهسالار سعيد كشته شد و حكومت كسگر به امير ساسان بزرگ سپرده شد. به روايت جهانگردانى ‌‌كه از كسگرات ديدن كرده‌اند، اين شهر در سال 1159 ويرانه بوده است. در زمان آغامحمدخان قاجار ، اين ناحيه خارج از مناطق حكم‌رانى ‌‌شاه قاجار بود؛ ولى ‌‌در زمان فتحعلى ‌‌شاه تحت حكومت شاه شناخته شد، به شرط آن كه حاكم آن‌جا را مردمِ منطقه انتخاب كنند. در اين دوره از وسعت كسگر كاسته شد و اين ناحيه به وسعت كنونى ‌‌خود رسيد. شهرستان صومعه‌سرا، در حال حاضر. يكى ‌‌از مناطق رشد يافته اقتصادى ‌‌و مهاجرپذير استان است و از جاذبه‌هاى طبيعى ‌‌جالب توجهى ‌‌برخوردار است.

 

فومن

 

 

بر اساس متن‌هاى تاريخى،‌‌ فومن در دوران اسلامى ‌‌به عنوان مركز بخش بيه‌پس ( بخش عربى ‌‌گيلان ) شناخته می‌شد. فرمان‌روايان اين منطقه را عمدتاً از خانواده « آل‌اسحاق » می‌دانند كه نسب خود را به خاندان‌هاى باستانى ‌‌ايران از جمله اشكانيان می‌رسانيدند. در زمان امير ديباج، فومن به تصرف مغولان درآمد. سادات آل‌كيا در سال 766 هـ . ق از مازندران به گيلان آمدند. در اين زمان، حكمران فومن « امير ديباج فومنى» بود كه به كمك اميرهاى محلى ‌‌ديگر با نيروهاى آل‌كيا به نبرد پرداخت. نبرد ميان آل‌كيا ، آل اسحاق و متحدانش سال‌ها ادامه يافت و سيد على ‌‌كه مدعى ‌‌امامت بود، در سال 791 هـ . ق در يك پيكار خونين در نزديكى ‌‌رشت به قتل رسيد . از معروف‌ترين چهره‌هاى خاندان اسحاقيه فومن در دوران صفويه « امير حسام الدين» فرزند « امير ديباج» است كه بين سالهاى 907 تا 921 هـ . ق ، در زمان شاه اسماعيل، بر اين منطقه حكم‌رانى ‌‌می‌كرد. شاه اسماعيل صفوى ‌‌براى فرمان‌روايى ‌‌بر سراسر گيلان در صدد مقابله با امير حسام‌الدين برآمد. پس از قدرت يافتن دودمان صفوى ‌‌و تصميم شاه‌عباس به برچيدن حكومت‌هاى محلى ‌‌، « خان احمد» ( آخرين فرمان‌رواى لاهيجان از دودمان آل‌كى) و « محمد امين‌خان» آخرين فرمان‌رواى فومن از دودمان آل اسحاق نيز از سپاه قزلباش شكست خوردند و سرتاسر گيلان زير فرمان حكومت صفويه درآمد. قيام جنگلی‌ها از تولم آغاز گرديد و فومن، پناه‌گاه مهم ميهن‌پرستان و آزادی‌خواهان شد. در حال حاضر، شهرستان فومن از مناطق زيبا و آباد استان گيلان است كه ارزش‌هاى بسيار جالب گردشگرى ‌‌دارد.

 

شفت

 

 

شفت از ناحيه‌هاى بسيار قديمى ‌‌با پيشينه تمدنى ‌‌كهن در گيلان به شمار می‌آيد كه در متن‌هاى مختلف تاريخى،‌‌ بارها از آن نام برده شده است. مركز شفت گوراب شفت خوانده می‌شد كه در نزديكى ‌‌روستاى «نصيرمحله » امروزى ‌‌قرار داشت و آثارى ‌‌از آن به جا مانده است.

 

آستارا

 

 

آستارا واژه‌اى تالشى ‌‌است كه تالشی‌ها آن را « هسته» و يا « آهسته‌رو» تلفظ می‌كنند. از زمان صفويه تا قاجاريه، نام آستارا تنها به منطقه‌اى ميان انزلى ‌‌و رود ارس كه بخشى ‌‌از آن در حال حاضر جزو جمهورى ‌‌آذربايجان است، اطلاق می‌شده است. در محل كنونى ‌‌آستارادهى ‌‌به نام « دهنه كنار » وجود داشته كه از زمان قاجاريه به بعد، به سبب صدور كالا و رفت و آمد تجّار توسعه يافت و سبب گرديد تا تمدن جديد اروپا، زودتر به اين شهرستان راه پيدا كند؛ به طورى ‌‌كه همزمان با تأسيس دارالفنون در تهران، در آستارا نيز مدرسه‌اى به نام « مدرسه صادقيه » افتتاح گرديد و در سال 1300 نيز يك مدرسه دخترانه و هم‌چنين يك كتابخانه و قرائت‌خانه در آن داير شد. در دوره معاصر پس از گسترش روابط ميان دولت‌هاى ايران و اتحاد جماهير شوروى ‌‌( سابق ) و سپس با جمهوری‌هاى تازه استقلال يافته آذربايجان، گرجستان و . . . آستارا اهميت بيشترى ‌‌يافت.

 

نام و نشانى ‌‌اماكن و ديدنی‌هاى مهم استان

 

 

رشت
چشمه آب شورلاكان – جنوب رشت
چشمه چشما گل سه‌شنبه – بخش سنگر، جنوب شرقى ‌‌رشت
باغ سردار محتشم – رشت
باغ مشكوه‌( سالار) – رشت
ساختمان شهردارى ‌‌- رشت
ساختمان ادره پست – رشت
ساختمان استاندارى ‌‌سابق – رشت
عمارت كلاه‌فرنگى ‌‌– رشت
حمام حاج آقا بزرگ – رشت
حمام‌هاى پيرسرا، شاهزاده و گلستان- رشت
آرامگاه ميرزا كوچك خان – جنوب رشت
مدرسه شاپور – سرراه رشت، بندرانزلى ‌‌
برج ساعت – ميدان مركزى ‌‌رشت
كاروان‌سراى لات – 35 كيلومترى ‌‌جنوب رشت
خانه حاج‌ميرزا احمد ابريشمى ‌‌– ميدان صيقلان رشت
خانه سردار معتمد رشتى ‌‌– كوچه سردار رشت
خانه سيد اسماعيل ضيابرى ‌‌– كوچه امام جمعه رشت
خانه سيد على ‌‌مقيمي- خيابان امام رشت
خانه ديوان‌بيگى ‌‌– خيابان بحرالعلوم رشت
قلعه ساسان – جاده رشت ، آستارا
مسجد صفى ‌‌( سفيد ) – رشت
مسجد جامع جور ـ لشت نشاء
بقعه آقا سيد عباس و سيد اسماعيل – محله ساغر سازان رشت
امام‌زاده ابراهيم – محله بادى ‌‌الله شهرستان رشت
بقعه آقا سيد قاسم – 8 كيلومترى ‌‌شرق كوچصفهان
آرامگاه سيد ابوالقاسم – محله سيد ابوالقاسم رشت
بقعه آقا سيد محمد يمئى ‌‌– 3 كيلومترى ‌‌شمال شرقى ‌‌لشت نشاء
بقعه آقاشاه ( عكاشه ) – شمال سنگر ، از توابع رشت
بقعه آقا سيد دانيال – كوچصفهان رشت
بقعه خواهر امام – محله خواهر امام رشت
آرامگاه مير نظام الدين و دكتر حشمت – محله چله‌خانه رشت
پل مرغانه پرد – لاله دشت كوچصفهان
موزه رشت – رشت


رودسر
چشمه آب معدنى ‌‌سجيران – اشكور بالا
كاخ اختصاصى ‌‌رضا شاه – جنب ساختمان فرمان‌دارى ‌‌رودسر
كاخ ناهار خوران – رودسر
قلعه بندبن – قاسم‌آباد رودسر
پل آجرى ‌‌تميجان – شش كيلومترى ‌‌جنوب غربى ‌‌رودسر
بقعه آقا سيد احمد و آقا سيد حيدر – هفت كيلومترى ‌‌جنوبى ‌‌كلاچاى
بقعه پير – هفت كيلومترى ‌‌روستاى حسنك‌سرا
بقعه پير محله رانكوه ، - 10 كيلومترى ‌‌جنوب شرقى ‌‌رودسر
مجموعه ميدان – شهر رودسر
مسجد جامع اميربنده – كلاچاى
بقعه آقا سيد معين و مبين – 5 كيلومترى ‌‌جنوبى ‌‌غربى ‌‌رودسر
بقعه سيد ابوجعفر ثايرى ‌‌– 35 كيلومترى ‌‌جنوبى ‌‌غربى ‌‌رودسر
بقعه مرتضى ‌‌و سيد ابراهيم – 12 كيلومترى ‌‌جنوب روسر
بقعه امام‌زاده آقا سيد ابوالحسن – دهكده لمكنى،‌‌ از توابع رودسر


صومعه‌سرا
منطقه حفاظت شده سلكه – شهرستان صومعه‌سرا
مناره گسكر – بخش مركزى ‌‌صومعه‌سرا
پل خشتى ‌‌كسما – حوالى ‌‌صومعه سرا
بقعه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عبدالله- 4 كيلومترى ‌‌شمال شهر صومعه‌سرا


فومن
چشمه آب معدنى ‌‌زمزمه – جنوب غربى ‌‌فومن
چشمه آب معدنى ‌‌على ‌‌زاخونى ‌‌– بالاتر از بازار ماسوله
روستاى تاريخى ‌‌ماسوله – 26 كيلومترى ‌‌جنوب غربى ‌‌ماسوله
بقعه عون‌بن‌علی‌بن‌محمّد ماسوله – فومن
امامزاده عون بن محمد ماسوله – فومن
قلعه رودخان – فومن
مناره رودخان – فومن
مناره سلجوقى ‌‌– فومن
مناره مسجد جامع – فومن
قلعه مسجد كلده – فومن
حمام‌هاى قديمى ‌‌گلشن و طاهر گوراب – فومن


آستارا
منطقه حفاظت شده لوندويل – استارا
آرامگاه پير قطب‌الدين باغچه‌سرا – 3 كيلومترى ‌‌شمال غربى ‌‌آستارا


لاهيجان
تالاب امير كلايه بخش شيرجو پشت – شمال لاهيجان
بقعه امام‌زاده آقا سيد ابوالحسن – دهكده كمنى،‌‌ از توابع رودسر
منطقه حفاظت شده امير كلايه – شهرستان لاهيجان
پل خشتى ‌‌بخش گوله – لاهيجان
پل خشتى ‌‌لاهيجان – لاهيجان
پل خشتى ‌‌نياكو – جاده لاهيجان، رشت
پل خشتى ‌‌كسيم – لاهيجان
تی‌تی‌ كاروان‌سرا – مسير لاهيجان به ديلمان
خانه قديمی‌ محمد صادقى ‌‌– بيرون شهر لاهيجان
بقعه شيخ زاهد گيلانى ‌‌– بيرون شهر لاهيجان
بقعه ميرشمس‌الدين لاهيجى ‌‌– داخل شهر لاهيجان
بقعه چهار پادشاهان – محله ميدان لاهيجان
بقعه ملاعاقل – محله « پردسر» لاهيجان
آرامگاه كاشف السلطنه – لاهيجان
آرامگاه بابا ولى ‌‌( قادر پيغمبر) – دهكده بابا ولى ‌‌ديلمان، لاهيجان
حمام گلشن – محله ميدان لاهيجان
حمام قديمى ‌‌ديلمان – لاهيجان
آرامگاه پيرحسن و پير مسعود – 36 كيلومترى ‌‌شمال شرقى ‌‌لاهيجان
مسجد جامع – محله ميدان لاهيجان
مناره مسجد جامع – لاهيجان
مسجد اكبريه – محله گابنه لاهيجان
آرامگاه شيخ ابوالوجيه – دهكده « زاكله‌بر » از توابع لاهيجان
بقعه آقا سيد اسماعيل و آقا سيد ابراهيم – 2 كيلومترى ‌‌شمال شرقى ‌‌سياهكل
بقعه آقا سيد محمد – 6 كيلومترى ‌‌جنوب شرقى ‌‌لاهيجان
بقعه آقا سيد رضاكيا- بلوك 14 لاهيجان
امام‌زاده سيد ابوجعفر سادات – محله لاهيجان
امام‌زاده آقا مير جمال‌الدين – محله پردسر لاهيجان
امام‌زاده سيد على ‌‌غزنوى ‌‌– دهكده « تجن گوگه» لاهيجان
آرامگاه امام‌زاده ميرشمس‌الدين – محله « اردبازار » لاهيجان


بندر انزلى ‌‌
منطقه حفاظت شده سياكشم – بندر انزلى ‌‌
منطقه حفاظت شده سرخانكل – بندر انزلى ‌‌
تالاب انزلي- جنوب بندر انزلي
كاخ ميان پشته – بندر انزلى ‌‌
ساختمان معتمدى ‌‌– شمال غربى ‌‌بندر انزلى ‌‌
پل غازيان – بندر انزلى ‌‌
پل ميان‌پشته – بندر انزلى ‌‌
برج ساعت – بندر انزلى ‌‌
ساختمان گمرك – بندر انزلى ‌‌
بقعه امام‌زاده صالح – غازيان بندر انزلى ‌‌
بقعه بی‌بی‌ حوريه – شالور بندر انزلى ‌‌
آرامگاه آقا سيد محمد نجفى ‌‌– سامان‌سر غازيان


لنگرود
پل آجرى ‌‌لنگرود – روى ‌‌رودخانه لنگرود
خانه قديمى ‌‌منجم‌باشى ‌‌– لنگرود
خانه قديمى ‌‌دريابيگي- لنگرود
حمام حاج‌ميرزا احمدى ‌‌– لنگرود
حمام قديمى ‌‌كياكلايه – لنگرود
خانه قديمى ‌‌رئيس‌زاده – كنار رودخانه لنگرود
خانه محبى ‌‌– كوى ‌‌سيد خليل لنگرود
خانه منجم‌ باشى ‌‌– خشكالى ‌‌محله لنگرود
آرامگاه امام‌زاده سيد حسين و ابراهيم – محله فشكالى ‌‌لنگرود
بقعه دوازده تن ملاط – رانكوه لنگرود


آستانه اشرافيه
آرامگاه پيرجنگلى ‌‌بازكيا – گوراب بين آستانه اشراقيه و لاهيجان
بقعه آقا سيد حسن – شهر استانه اشرفيه
بقعه اقا سيد حسين كيا – 7 كيلومترى ‌‌غرب آستانه اشرفيه
بقعه آقا سيد محمد ـ شهر آستانه اشرفيه
بقعه سيد جلال‌الدين اشرف – شهر آستانه اشرفيه
آرامگاه دكتر محمد معين – كنار رودخانه حشمت رود آستارا


تالش
منطقه حفاظت شده ليسار – شهرستان تالش
منطقه حفاظت شده ناو اسالم – تالش
منطقه حفاظت شده آلالان – تالش
كاخ قشلاقى ‌‌ضرغام السلطنه – شهر هشتپر
عمارت سردار امجد – تالش
قلعه صلصال ليسار – 18 كيلومترى ‌‌مركز شهرستان تالش
حمام قديمى ‌‌آق‌اولر – تالش
امام‌زاده شفيع – بخش ماسال تالش
اسپيه مزگت يا سفيد مسجد – نزديك روستاى ديناچال
بقعه سيد محمود – 9 كيلومترى ‌‌شمال هشتپر
بقعه شيد شرف شاه – 5 كيلومترى ‌‌شرق رضوان شهر
پل تالش دولاب – روستاى تالش دولاب
عمارت نصرالله خان سردار – اتاق سراهشتپر


رودبار
چشمه آب معدنى ‌‌سنگرود – دهستان عمارلو، بخش رودبار
چشمه آب گرم ماستخور- 5 كيلومترى ‌‌رودبار
دره گوهر رود كرانه شرقى ‌‌سفيدرود، نزديك روبار
تپه باستانى ‌‌مارليك – روبار
روستاى تاريخى ‌‌هرزويل – نزديكى ‌‌شهر منجيل
پل تاريخى ‌‌– لوشان رودبار
آرامگاه آقا سيد محمود مرندى ‌‌– 3 كيلومترى ‌‌شرق منجيل
بقعه امام‌زاده طيب و طاهر – 30 كيلومترى ‌‌شمال شرقى ‌‌لوشان
بقعه امام‌زاده محمد حنيفه – 12 كيلومترى ‌‌شمال‌شرقى ‌‌لوشان
آرامگاه پير موسى ‌‌– 16 كيلومترى ‌‌شمار رودبار


شفت
بقعه آقا سيد ابوجعفر – 4 كيلومترى ‌‌جنوب شرقى ‌‌شفت
بقعه امامزاده اسحاق – 25 كيلومترى ‌‌جنوب شفت
قلعه رودخان شفت – شفت
آب‌انبار رستم آباد – روستاى رستم آباد رودبار

 

زنده دل ، حسن . مجموعه راهنماى جامع ايرانگردى ‌‌: استان گيلان ، تهران : نشر ايرانگردان – جهانگردان ، 1379 . ص30-38، 107-114.

* منبع :

مناسبت ها

 

 
 

 

 

 
 
 
 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 5017
 بازدید امروز : 1304
 کل بازدید : 5104563
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 6.0625