تصاویر ایران

مشاهير و چهره‌های ماندگار

مقالات همايش

دانشجویان

مجله الکترونیکی

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد

كرمان

 

 

در مدارك تاريخى ‌‌و جغرافيايى ‌‌اسلامى ‌‌اين منطقه كرمان ، كارمانيا ، ژرمانيا ، كرمانيا ، كريمان ، كارمانى ‌‌و كرمانى ‌‌ذكر شده است. اگر كارمان را دو كلمه بگيريم « كار » به معنى ‌‌جنگ و « مان » به مفهوم محل است كه در مجموع معنى ‌‌« جايگاه دلاورى ‌‌و نبرد » دارد. بعضى ‌‌از جغرافيادانان ، نام قديم اين شهر را گواشير ( بردشير ) خوانده‌اند . گفته می‌شود؛ گواشير همان « كوره اردشير » يا شهر اردشير بوده است كه به تدريج به « گواشير » تبديل شده است. به استناد منابع تواريخ عرب و يهود، كرمان منسوب به كرمان بن‌‌هيتال بن ارفحشد بن سام بن نوح است و نام آن در كتيبه بيستون به صورت « يوتيه » ذكر شده است . در دوره ساسانيان فرمانرواى كرمان ، عنوان شاه داشت، چنانكه بهرام چهارم ( 388 ـ 389 م. ) به مناسبت اينكه در زمان پدرش والى ‌‌كرمان بود به كرمانشاه ( شاه كرمان ) معروف بود. در اين دوره سيرجان مهم‌ترين ناحيه كرمان محسوب می‌شد. كرمان در دوره اسلامى ‌‌و مقارن با 21 تا 24 هـ . ق و سال‌هاى بعد از آن تلاطمات سياسى ‌‌زيادى ‌‌را شاهد بود. عمربن‌خطاب در اين زمان سهيل عدى ‌‌و عبدالله عتبان را مأمور فتح كرمان كرد. سرداران نامبرده با گرفتن اندك جزيه‌اى از حاكم كرمان به مدينه مراجعت كردند. يزدگردسوم در سال 29 هـ . ق در مقابل حمله اعراب به كرمان گريخت. گفته می‌شود كه تا آن زمان هنوز هم ساكنين كرمان نسبت به وى ‌‌وفادار مانده بودند. در سال 31 هـ ق مردم كرمان به جرم ندادن جزيه مورد هجوم سردار عرب ، عبدالله بن عامر قرار گرفتند. وى ‌‌كه از سوى ‌‌عثمان مأمور فتح كرمان شده بود، بدون مقاومت اهالى ‌‌، كرمان را فتح كرده و جزيه چندين سال عقب افتاده را هم از اهالى ‌‌باز پس گرفت و مجاشع بن مسعود را با يك هزار تن سپاه به حكومت كرمان برگزيد و خود عازم خراسان گرديد. در درگيری‌هايى ‌‌كه بين اهالى ‌‌و سپاه عرب درگرفت با مداخله نيروهاى كمكى ‌‌عبدالله بن عامر ، كرمان به تصرف كامل مسلمانان درآمد و مجاشع در دوران خلافت عثمان و على ‌‌بن ابيطالب عليه‌السلام ، كماكان حاكم كرمان ماند. در دوره خلافت بنی‌اميه شورش‌هايى ‌‌در كرمان برپا شد. عبدالرحمن بن اشعث از طرف امويان به جاى مجاشع به حكومت كرمان منصوب شد. در زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز ( 99ـ101 هـ . ق) غسان نامى ‌‌به حكومت كرمان منصوب گرديد . در دوران حكومت وى ‌‌كرمان رو به آبادى ‌‌نهاد و بسيارى ‌‌از آتشكده‌هاى زرتشتيان كه به آن‌ها مجوسيه می‌گفتند ، خراب شد. در زمان خلفاى بنى ‌‌عباس حوادث مهمى ‌‌در كرمان روى ‌‌نداد . در اين دروه كرمان در معرض حمله اقوامى ‌‌كه قبل از اسلام در بنادر خليج فارس می‌زيستند قرار گرفت . ولى ‌‌معتصم آن‌ها را شكست داده و از كرمان خارج كرد. در سال 253 هـ ق. كرمان به تصرف يعقوب ليث مؤسس سلسله صفاريان درآمد. بعد از وى ‌‌برادرش عمروفارس ، كرمان و سيستان را در تصرف داشت. در سال 266 هـ . ق كرمان به تصرف سامانيان درآمد ، ليكن در سال 267 ، عمرو بار ديگر بر كرمان استيلا يافت. بعد از درگذشت عمروليث حكام كرمان توسط امراى سلسله سامانى ‌‌تعيين می‌شد. در سال 315 هـ . ق . كرمان به تصرف معزالدوله ديلمى ‌‌در آمد و ديلميان چندين دهه بر اين شهر حكومت راندند . بعداً بر سر تصرف كرمان ميان خاندان آل بويه اختلاف افتاد و كشمكش‌ ميان ديلميان و آل بويه تا سال‌ها ادامه داشت و در اين زمان نيز حكومت كرمان به دفعات دست به دست می‌شد، تا اينكه در سال 433 هـ . ق. كرمان به تصرف آلب ارسلان سلجوقى ‌‌درآمد و وى ‌‌مؤسس لاجقه كرمان شد كه حكومت آنان تا سال 583 هـ .ق . ادامه داشت. به گفته ياقوت حموى ‌‌كرمان در دوره سلاجقه از بهترين و آبادترين بلاد محسوب می‌شد. در اواخر دوران زمامدارى ‌‌اين سلسله ، اوضاع داخلى ‌‌كرمان دستخوش هرج و مرج گرديد و نابسامانى ‌‌آن با حمله غزان شدت يافت.
در سال 583 هـ.ق. غزاق بر كرمان مسلط شدند و زرند را موقتاً مركز ايالت خود قرار دادند. در اين دوره ملك دينار غزنوى ‌‌حاكم كرمان بود. بعد از درگذشت ملك دينار پسرش علاء الدين فرخ شاه ( 591 ـ 592 هـ .ق ) به جاى او نشست ، در دوران وى ‌‌كرمان دستخوش آشوب و ناامنى ‌‌گرديد و جمعى ‌‌از امراء ، به نام علاء الدين تكش خوارزمشاه خطبه خواندند ( 568 ـ 598 هـ.ق) خوارزمشاه هم از اين موقعيت استفاده كرده و سپاهى ‌‌را از خراسان مأمور تصرف كرمان كرد . در نتيجه در سال 592 هـ . ق. كرمان ضميمه قلمرو خوارزمشاهيان گرديد و هندوخان پسر علاء الدين تكش خوارزمشاه حاكم آنجا شد. مقارن درگذشت تكش باز كرمان ميدان تاخت و تاز تركمانان غز شد. در اين ايام ملوك شبانكاره به كرات براى سركوبى ‌‌غزان به كرمان تاختند تا سرانجام اين ايالت را به تصرف خود درآوردند، ليكن بر اثر ظلم و بيدادگرى ‌‌حكام شبانكاره اهالى ‌‌به جان آمده عليه اين قوم سربه شورش برداشتند و عجم شاه يكى ‌‌ديگر از پسران ملك دينار را كه در زمان هندوخان روانه خوارزم شده بود و در اين زمان در كرمان بسر می‌برد، به اميرى ‌‌انتخاب كردند. در همين گيرو دار اتابك مظفرالدين سعد بن زنگى ‌‌( 599 ـ 623 هـ.ق) كه با ملوك شبانكاره در زد و خورد بود، كرمان را يكبار در سال 600 و بار ديگر در سال 602 هـ.ق به تصرف خود درآورد و كرمان تا سال 607 بوسيله يكى ‌‌از گماشتگان اتابك سعد اداره می‌شد. در اين سال گماشته اتابك از فرمان مخدوم خود سرپيچيد و بار ديگر اوضاع كرمان آشفته شد. در همين زمان تاج‌الدين ابوبكر كه از طرف سلطان محمد خوارزمشاه بر شهر زوزن و قهستان حكومت می‌كرد، از اين هرج و مرج استفاده كرده و كرمان را به تصرف خود درآورد. در سال 619 هـ.ق مقارن رسيدن چنگيزخان به خراسان براق حاجب ( قتلغ خان ) از امراى خوارزمشاهى ‌‌بر كرمان استيلا يافت و رسماً سلسله قراختائيان را بنيان گذاشت. اين سلسله از 619 تا 703 هـ . ق در كرمان سلطنت كردند. در زمان حكومت قراختائيان بود كه ماركوپولو سياح معروف ونيزى ‌‌از كرمان ديدن كرد. در سال 741 هـ .ق امير مبارزالدين محمد مؤسس سلسله آل مظفر ، كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض اين سلسله كرمان ضميمه متصرفات امير تيمور گوركانى ‌‌شد و پس از تيموريان سلسله‌هاى قراقويونلو و آق‌قويونلو به ترتيب كرمان را تصرف كردند . مقارن ظهور شاه اسماعيل اول مؤسس سلسله صفويه ( 905 ـ 930 هـ . ق) كرمان در تصرف پسران سلطان حسين بايقرا بود. شاه اسماعيل با اعزام يكى ‌‌از سرداران خود به نام جان محمد به كرمان ، اين شهر را بدون مقاومت و خونريزى ‌‌به تصرف درآورد. در اين زمان عده‌اى از ازبكان از طريق خراسان به كرمان تاختند، ليكن از سرداران شاه اسماعيل شكست خورده و عقب‌نشينى ‌‌كردند. از اين تاريخ به بعد تا پايان سلسله صفويه كرمان قرين امنيت و آسايش بود. گنجعلى ‌‌خان يكى ‌‌از معروف‌ترين حكام دوره صفوى ‌‌است كه در مدت مأموريت خود در كرمان نسبت به آبادى ‌‌و عمران آنجا سعى ‌‌و كوشش زياد كرده و آثار زيادى ‌‌در آن شهر از خود به يادگار گذاشته است. محمود افغان در سال 1132 هـ . ق به قصد تصرف اصفهان پايتخت صفويه از طريق سيستان خود را به كرمان رسانيد، ليكن در آنجا از لطفعلى ‌‌خان والى ‌‌فارس و برادر زاده فتحعلى ‌‌خان وزير اعظم به سختى ‌‌شكست خورد و به قندهار گريخت. محمود افغان بار ديگر در سال 1132 هـ . ق از راه سيستان به كرمان تاخت و پس از استيلا بر آن از طريق يزد راهى ‌‌اصفهان شد. پس از دفع اشرف افغان توسط نادر و خلع شاه طهماسب دوم از سلطنت ، كرمان مانند ساير مناطق ايران به تصرف نادر مؤسس سلسله افشاريه درآمد . بعد از كشته شدن نادر، كرمان دستخوش هرج و مرج گرديد و به وسيله افغان‌ها و بلوچ‌ها تاراج شد. كريم خان زند مؤسس سلسله زنديه ( 1163 ـ 1193 هـ .ق ) بعد از سركوبى ‌‌مخالفين خود ، خدا مراد خان زند را با سپاهى ‌‌به كرمان فرستاد. اين سردار بدون هيچ گونه مانعى ‌‌كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض سلسله زنديه بوسيله آغامحمد خان قاجار ، روزهاى تاريك و تيره روزى ‌‌كرمانيان آغاز شد. آغامحمد خان همين كه از حركت لطفعلى ‌‌خان زند به كرمان و انتخاب آنجا به پايتختى ‌‌مطلع شد، با شتاب رهسپار كرمان گرديد و نزديك چهار ماه آنجا را در محاصره گرفت و در نهايت كرمان را به تصرف خود درآورد. آغامحمد خان پس از استيلا بر شهر ، فرمان قتل عام اهالى ‌‌بی‌گناه را صادر كرد و سپاهيان قاجار از هيچ جنابت و ددمنشى ‌‌در حق اهالى ‌‌بی‌گناه كرمان فروگذارى ‌‌نكردند. روايت است كه به دستور آغامحمد خان بيش از 20 هزار نفر از نعمت بينايى ‌‌محروم شدند و از سرهاى عده‌اى از ساكنين بی‌گناه كله مناره‌ها بر پا گرديد. بعد از مرگ آغامحمدخان در دوره سلطنت فتحعلى ‌‌شاه ، شهر جديد كرمان در شهر غربى ‌‌شهر قديم بنا شد. شهر امروزى ‌‌كرمان به بركت توسعه صنعتى ‌‌، كشاورزى ‌‌و فرهنگى ‌‌يكى ‌‌از آبادترين شهرهاى ايران به حساب می‌آيد.

 

 بم

 

 

بم در قديم يكى ‌‌از پنج كوره ايالت فارس بود. ابن حوقل مؤلف كتاب صوره‌الارض در قرن چهارم هجرى ‌‌از بم به نام‌ شهرى ‌‌كه از جيرفت بزرگ‌تر و هوايش از آن سالم‌تر و داراى نخلستان‌هاى زياد بود، ياد كرده است، نويسنده مذكور از سه مسجد بم به نام‌هاى مسجد خوارج و مسجد هزاران و مسجد قلعه نام برده و به تفصيل از پارچه‌هاى مرغوب و زيبايى ‌‌كه در آنجا بافته می‌شد ، ذكر كرده است . بنا به گفته مقدسى ‌‌در كتاب احسن التقاسيم ، باروى ‌‌شهر بم چهار دروازه به نام‌هاى نرماشير ، كوسكان ، آسبيكان و كورجين داشته است. طبق گفته وى ‌‌بيشتر بازارهاى بم در خارج شهر و تعدادى ‌‌هم در داخل شهر قرار داشته است. بم در مسير جاده‌هايى ‌‌كه جنوب شرقى ‌‌ايران را با سيستان ، افغانستان و بلوچستان مرتبط می‌كند قرار داد. به همين جهت اين شهر از دوره ساسانيان اهميت نظامى ‌‌و بازرگانى ‌‌زيادى ‌‌داشته است. اين شهر در سال 1131 هـ .ق به تصرف محمود افغان درآمد، ولى ‌‌به علت شورشى ‌‌كه در قندهار روى ‌‌داد آنجا را رها كرده عازم قندهار شد ولى ‌‌بار ديگر در سال 1134 هـ . ق بر بم استيلا يافت و اين وضع تا سال 1143 كه نادر اشرف افغان را شكست داد ادامه داشت. در همين شهر بود كه لطفعلى ‌‌خان زند در سال 1209 هـ .ق توسط عمال آغامحمد خان قاجار دستگير شد. خان قاجار به يادگار اين موفقيت كله مناره‌اى از سرهاى 600 تن از مخالفين خود در بم برافراشت. شهر و قلعه باستانى ‌‌بم يكى ‌‌از يادگارهاى شگفت معمارى ‌‌فلات مركزى ‌‌ايران است كه در جاى خود به تفصيل مورد اشاره قرار خواهد گرفت. بم امروزى ‌‌، شهرى ‌‌در حال توسعه و رشد است.

 

 جيرفت

 

 

مورخين و جهانگردان عقيده دارند كه شهر جيرفت در اثر سيل بنيان كنى ‌‌نابود گرديده. خرابه‌هاى شهر قديمى ‌‌جيرفت در يك كيلومترى ‌‌جيرفت فعلى ‌‌( سبزواران ) قرار دارد. خرابه‌هاى شهر قديم را به عهد دقيانوس نسبت داده‌اند و از اين خرابه‌ها سكه‌ها و آثار عتيقه بسيار به دست آمده است. جيرفت از دو كلمه « جير» به معنى ‌‌پست و پايين و « افت » به معنى ‌‌افتاده تشكيل شده است. به طور كلى ‌‌جيرفت ، به معناى « جلگه پست آبرفتى ‌‌» است . اين سرزمين ديرپاى كهن به علت درختان سر به فلك كشيده و انواع محصولات گرمسيرى ‌‌و سردسيرى ‌‌به « هند كوچك» معروف شده است. نام جيرفت در سال 35 هـ.ق براى اولين بار به مناسبت تصرف آن توسط مجاشع بن مسعود در تاريخ ثبت شده است و از آن به بعد نيز مكرر از آن شهر نام برده شده است. ابن حوقل در قرن چهارم هجرى ‌‌از جيرفت به نام شهرى ‌‌بزرگ كه سه فرسخ طول آن بوده و يكى ‌‌از مراكز مهم خراسان و سيستان محسوب می‌شده و محصولات نواحى ‌‌گرمسيرى ‌‌و سردسيرى ‌‌در آن به عمل می‌آمده ياد كرده است . بنا به گفته مقدسى ‌‌جيرفت از استخر بزرگتر بوده و خانه‌هاى آن را از خشت با پايه‌هاى سنگى ‌‌بنا كرده بودند. به استناد گفته ياقوت حموى ‌‌، جيرفت « جرودس» نام داشته است. جيرفت قبل از حمله مغول يكى ‌‌از شهرهاى آباد و ثروتمند جهان اسلام بود . شاهراهى ‌‌كه از خليج فارس و بندر هرمز عبور می‌كرد و راهى ‌‌كه از هندوستان و از طريق جالق امتداد می‌يافت در جيرفت به هم متصل می‌شد . كالاهاى تجارتى ‌‌كه از هندوستان به ايران صادر می‌شد از جيرفت به ساير شهرهاى ايران توزيع می‌گرديد . ماركوپولو تاجر و سياح ونيزى ‌‌از اين شهر به نام « كاماداى » ياد كرده است. ظاهراً در زمان عبور وى ‌‌اين شهر به كلى ‌‌ويران شده بود.

 

رفسنجان

 

 

رفسنجان اسامى ‌‌مختلف دارد كه بيشتر در ارتباط با ذخاير زيرزمينى ‌‌آن نامگذارى ‌‌شده است. مانند رفسنگان يا رفسنگ به معناى مس است كه معرب آن رفسنجان است. اين شهر قديمى ‌‌ديرينه دارد و باغ‌هاى پسته آن مشهور است يكى ‌‌از شخصيت‌هاى معروف تاريخ معاصر ايران به نام آيت‌اله اكبر هاشمى ‌‌رفسنجانى ‌‌در اين شهر تولد يافته و اين شهر از اين جهت نيز اشتهار جهانى ‌‌يافته است.

 

 سيرجان

 

 

نام اين شهر سيرگان بوده است و بناى آن را به بهمن پادشاه اشكانى ‌‌نسبت می‌دهند ، عرب آن را سيرجان می‌نامد. در قرون وسطى ‌‌ايالت كرمان داراى دو كرسى ‌‌بود: سيرجان و بردسير . جغرافيا نويسان اسلامى ‌‌سيرجان را به صورت « السيرجان» ضبط كرده‌اند . خرابه‌هايى ‌‌كه در ساليان اخير در محل قلعه سنگ در شرق سعيدآباد بر سر راه بافت كشف شده به احتمال زياد همان محل سيرجان قديم است . پس از استيلاى مسلمانان بر ايران ، كرمان همچنان مركز ايالت بود و اين موقعيت را تا اواسط قرن چهارم هجرى ‌‌كه جنوب ايران به تصرف آل بويه درآمد حفظ كرده بود. در زمان اين سلسله كرسى ‌‌ايالت كرمان از سيرجان بردسير منتقل شد ، به همين علت سيرجان اهميت و اعتبار خود را از دست داد . بنا به گفته مقدسى ‌‌، سيرجان در زمان آل‌بويه از شيراز بزرگ‌تر بوده است و دومين شهر ايالت كرمان محسوب می‌شده و 45 مسجد كوچك و بزرگ داشته است. بعد از حلمه مغول ، سيرجان به تصرف سلاطين آل مظفر درآمد و بعد از انقراض اين سلسله توسط امير تيمور ، والى ‌‌سيرجان گودرز نامى ‌‌بود كه همچنان به نام آل مظفر در آنجا حكومت می‌كرد . تيموريان بعد از دو سال محاصره شهر را به تصرف درآوردند و آن را به ويرانه‌اى مبدل ساختند.
سيرجان امروزى ‌‌رو به آبادى ‌‌و توسعه تجارى ‌‌و صنعتى ‌‌است و بارانداز معروف و پررونقى ‌‌دارد. شهر سيرجان به دليل موقعيت خاص جغرافيايى ‌‌و استقرارش بر سر راه‌هاى ارتباطى ‌‌كرمان، يزد، بندرعباس، شيراز و نيز وجود زمين‌هاى كشاورزى ‌‌حاصلخيز و منابع بسيار غنى ‌‌معدنى،‌‌ از دير باز تاكنون پذيراى مهاجرين مختلف بوده است كه در رشد و توسعه آن مؤثر بوده‌اند .

 

شهر بابك

 

 

شهر بابك از شهرهاى قديمى ‌‌ايران است و بناى آن را به بابك پدر اردشير بابكان نسبت می‌دهند. اردشير بابكان مؤسس سلسله سلاطين ساسانى ‌‌بوده و شهر فعلى ‌‌بابك در آن زمان از توابع كرمان محسوب می‌شده است. جغرافی‌دانان مانند اصطخرى ‌‌و مقدسى ‌‌و ديگران از آن نام برده ولى ‌‌درباره آن توضيح بيشترى ‌‌نداده‌اند. حمدالله مستوفى ‌‌نيز در كتاب نزهه‌القلوب آن را از توابع كرمان دانسته است. در كل می‌توان گفت كه پيشينه تاريخى ‌‌شهر بابك با جغرافياى تاريخى ‌‌كرمان در هم آميخته است.

 

نام و نشانی‌ مكان‌هاى تاريخى ‌‌و ديدنی‌هاى مهم استان

 

 

شهرستان كرمان
چشمه راين – 33 كيلومترى ‌‌شمال غربى ‌‌كرمان
چشمه قلعه عسگر – سلطان آباد كرمان
چشمه معدنى ‌‌ته خاتون – شرق كرمان
چشمه غرغره – 40 كيلومترى ‌‌راين
چشمه ابارق ـ جنوب شرق كرمان
چشمه بوجان – جنوب غربى ‌‌كرمان
چشمه رضا آباد – شمال كرمان
چشمه پاچنار – 67 كيلومترى ‌‌شمال كرمان
چشمه بيشه – 24 كيلومترى ‌‌شرق كرمان
چشمه اختيار آباد – شمال شرقى ‌‌كرمان
چشمه حوض‌نو – بخش جوشان كرمان
چشمه بغرا – بخش بوشان كرمان
چشمه حوض آباد – 35 كيلومترى ‌‌جنوب شرقى ‌‌كرمان مقبره‌شاه نعمت الدولي...
ييلاقات ماهان – 30 كيلومترى ‌‌جنوب كرمان
ييلاقات جوپار – 110 كيلومترى ‌‌كرمان
ييلاقات راين – 30 كيلومترى ‌‌شرق كرمان
آب‌ انبار عليمردان خان – مجموعه گنجعلى ‌‌خان كرمان
حمام گنجعلى ‌‌خان – كرمان
چاپخانه سنتى ‌‌وكيل – كرمان
حمام ابراهيم‌خان – مجموعه گنجعلى ‌‌خان
كاروان‌سراى چهار سوق – سمت چپ بازار
كاروان‌سراى وكيل – بازار وكيل
كاروان‌سراى ميرزا علينقى ‌‌– بازار كرمان
كاروان‌سراى لحاف دوزها – روبروى ‌‌كاروان‌سراى هندوها
كاروان‌سراى حاج مهدى ‌‌– بازار هنود
كاروان‌سراى هندوها – كرمان
كاروان‌سراى حاج آقاى على ‌‌– شرق ميدان گنجعلى ‌‌خان
مدرسه گنجعلى ‌‌خان – بازار كرمان
مدرسه حياتى ‌‌– شهر كرمان
مدرسه ابراهيم‌خان – جنوب شرقى ‌‌كرمان
مقبره خواجه اتابك – بخش جوپار
مقبره شاهزاده حسين جوپار – شهر كرمان
بقعه پير بابا مسافر – 60 كيلومترى ‌‌شرق كرمان
بازار ميدان ارگ – شهر كرمان
بازار اصلى ‌‌كرمان – ميدان ارگ
بازار گنجعلى ‌‌خان – ضلع شمالى ‌‌ميدان گنجعلى ‌‌خان
بازار و مجموعه وكيل – انتهاى بازار اختيارى ‌‌
بازار مظفرى ‌‌– انتهاى بازار وكيل
بازار عطارى ‌‌– بازار وكيل
گنبد جبليه – شرق كرمان
گنبد سبز – شهر كرمان
گنبد مشتاقيه – فلكه مشتاقيه
محله قديمى ‌‌دروازه وكيل – نزديكى ‌‌مسجد جامع
محله قديمى ‌‌دروازه ناصرى ‌‌– در شرق محله شهر
محله قديمى ‌‌دروازه گبرى ‌‌– شهر كرمان
باغ شاهزاده ماهان – 6 كيلومترى ‌‌ماهان
چهار سوق گنجعلى ‌‌خان – راسته بازار
يخدان مؤيدى ‌‌– شهر كرمان
مسجد جامع ـ شهر كرمان
مسجد چهل ستون – خ شريعتى ‌‌
موزه ضرابخانه – ضلع شمالى ‌‌ميدان گنجعلى ‌‌خان
موزه مردم شناسى ‌‌– حمام گنجعلى ‌‌خان


شهرستان جيرفت
ييلاقات دلفارد – 30 كيلومترى ‌‌جاده جيرفت ، ساردوئيه
ييلاقات درب بهشت ـ بخش ساردوئيه
ييلاقات اسفندقه ـ 72 كيلومترى ‌‌جيرفت و بازفت
قلعه سموران – 60 كيلومترى ‌‌شرق شهر جيرفت
مقبره امير حيدر – اسفندقه جيرفت


شهرستان زرند
چشمه آب معدنى ‌‌باب تنگل- شمال شرقى ‌‌زرند
ييلاقات كوه بنان – 80 كيلومترى ‌‌زرند


شهرستان سيرجان
چشمه آب معدنى ‌‌– جنوب شرقى ‌‌سيرجان
باغ سنگى ‌‌– 40 كيلومترى ‌‌سيرجان
آرامگاه ميرزبير – سعادت آباد سيرجان


شهرستان بم
ييلاقات ده بكرى ‌‌– جاده بم ، كرمان
ييلاقات مسكون – جاده بم ، جيرفت
ارگ تاريخى ‌‌– شمال شرقى ‌‌بم


شهرستان بردسير
بقعه پير برحق ( جارسوز ) – شهر بردسير
برج نگار – نزديك بردسير


شهرستان رفسنجان
چشمه حسين آباد- 36 كيلومترى ‌‌جنوب غربى ‌‌رفسنجان
چشمه قاسم آباد – 6 كيلومترى ‌‌شرق رفسنجان
چشمه آبادآوران – 58 كيلومترى ‌‌شمال شرق رفسنجان
امام‌زاده شاه سليمان – رفسنجان
مسجد صباحى ‌‌– رفسنجان


شهرستان بافت
ييلاقات رابر – 24 كيلومترى ‌‌بافت


شهرستان شهر بابك
ناحيه تاريخى ‌‌ميمند – روستاى ميمند
ناحيه تاريخى ‌‌انار – روستاى انار

 

زنده دل ، حسن . مجموعه راهنماى جامع ايرانگردى ‌‌: استان كرمان ، تهران : نشر ايرانگردان – جهانگردان ، 1379 . ص 28-36، 119-122.

* منبع :

مناسبت ها

 

 
 

 

 

 
 
 
 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 5344
 بازدید امروز : 190
 کل بازدید : 4956607
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 7.3438